گل هفت رنگ

دو باغچه مثلثی جلوی ورودی گیله بوم است. این دو باغچه که محیطشان سنگچین است، تصویر سقف شیروانی خانه است وقتیکه خورشید به غرب رفته است.

باغچه ها با بوته های هفت رنگ آرایش شده اند. درخت افرا و برگ نو هم هست. هفت رنگها، آرایش باغچه اند و درختان، سایه سار تلار.

رنگهای مختلف گل هفت رنگ، به دلیل میزان قلیایی بودن خاک و یون های مختلف آنست. سال اول زرد کمرنگ -صورتی بودند. بعد از سه سال، آبی آسمانی و نیلی رنگ شده اند. اغلب تا به رنگ ثابتی برسند، بارها تغییر رنگ می دهند. سفید، صورتی کم رنگ، نیلی، طوسی، زرد کمرنگ، قرمز و آبی آسمانی

برگها رگبرهای منحنی اما موازی دارند. حاشیه برگها دندانه دار است و تخالهای مشکی در ساقه بوته دیده می شوند.

تکثیرش ساده است. ساقه ای جوان را با زاویه ۴۵ درجه زیر دوپهلوی رویشگاه برگها، ببرید. در مخلوط ماسه بادی و سبوس با رطوبت کافی فرو برید. محیط نیم سایه نیم آفتاب، بهتر است. دو هفته بعد، ریشه ها ظاهر می شوند.

اتاق زیرشیروانی گیشار

اتاق زیرشیروانی گیشار

گیشار را خیلی ها که می دیدند می گفتند اتاق زیرشیروانی اش کنید.

 طبقه دوم، رو به سمت قله گیشار، بام قاسم آباد.

در قاسم آباد به دخترانی که دامن محلی بلندی می­ پوشیدند گیشه می­ گفتند. گیشار یعنی مانند گیشه

 نخستین روز که مهمان گرفتیم، خستگی از تنمان درآمد هرچند نصفه شب آمد و خوابمان را ناخواب کرد.

گیشار، دیوارهایش چوب است، سقفش هم. یک تخته است. پرده ها از جنس چادرشب و رخت آویز از شاخه پرتقال.

حالا گیله بوم، شش اتاق پذیرش دارد: سماموس، تلار، خوتکا، جورخانه، اکوکلبه و گیشار

گردشگری خوراک

گردشگری خوراک

گردشگری خوراک یا Gastronomy Tourism، واژه ای ترکیبی و یونانی است.

در این زبان، Gastros یعنی شکم و Gnomos یعنی دانش یا قانون. واژه معادل آن در زبان لاتین را می توان Culinary گفت.

در دهه هفتاد و هشتاد میلادی، شام خوردن در یک رستوران سه ستاره فرانسوی، گردشگری خوراک محسوب می شد اما امروزه معنای آن تکامل یافته و تجربه کردن فرهنگ های مختلف جزیی اصلی شده است.

گردشگری خوراک، تنها خوردن غذا و نوشیدنی نیست بلکه پاسخی است به آنکه کجا، چطور، چه زمانی و چرا باید خورد و نوشید.

این نوع گردشگری پدیده ای اجتماعی است؛ تنوع غذا و نوشیدنی، نحوه آماده کردن غذا، میکروبیولوژی غذا و نوشیدنی، رژیم ها و حتی بازدید از مزرعه کاشت و داشت مواد گیاهی و گوشتی و تدارک مواد اولیه از بازار را هم شامل می شود.

غذا فقط برای رفع نیاز بدن نیست؛ بسا گردشگرانی که دستور پخت غذا را با خود به کشور خود می برند و یاد و خاطره غذای محلی را زنده می کنند. غذا یک فرصت و سرگرمی برای مسافر ایجاد می کند و شکل عملی یک هنر و خلاقیت است.

امروزه گردشگری خوراک محصولی فرهنگی قلمداد می شود و مولفه های جنبی فراوانی نظیر ظروف و کاربرد آنها، موزه ها و تاریخ اجسام غذاخوری و نوشیدنی، معماری اماکن غذاخوری و نوشیدنی مثل قهوه خانه، چایخانه و رستوران و سرانجام جشن های ویژه غذا را دربر می گیرد.

فرهنگ خوراک در گیلان، روستا به روستا و شهر به شهر متفاوت است و تاکنون بیش از سیصد نوع خوراک مختلف در استان گیلان ثبت شده است. از آنجا که دسر و چاشنی های غذا نیز در رده گردشگری خوراک محسوب می شوند می توان گفت ثبت جهانی شهری چون رشت به نام شهر غذا برازنده این استان است.

اقامتگاه های بومگردی تا آنجا که می توانند خوراکی محلی و آداب خوردن و نوشیدن را به عنوان ارمغان فرهنگی به مهمانان هدیه می کنند و به عنوان مقصد گردشگری خوراک نیز شناخته می شوند.

اومیگو در حال تفت دادن لوبیاکشاورزی برای باقالی قاتق

سفر اومیگو از ژاپن با هدف یادگیری پخت غذاهای محلی

در گیله بوم سیزده نوع خوراک محلی ویژه شرق گیلان، هشت نوع مربا، سه نوع شیرینی محلی و انواع دمنوش و نوشیدنی در فصل معین به مهمانان عرضه می شود.

مرباها شامل شکوفه پرتقال – بهار نارنج – تمشک – پرتقال – کیوی – انجیر – انبو- به

مربای تمشک و شکوفه پرتقال در سرو صبحانه

مربای تمشک و شکوفه پرتقال در سرو صبحانه

شیرینی ها شامل مین پر، آب دندون، و کشتا

سر سفره غذا می روند

سر سفره غذا می روند

سفره غذای گیله بوم

سفره غذای گیله بوم

دستور پخت غذاهای محلی در گیله بوم

دستور پخت غذاهای محلی در گیله بوم

تیم Persian Food Tour نیز در تهران تورهای گردشگری خوراک برگزار می کنند.

منبع:

Gastronomy  Tourism,  Motivations  and  Destinations BerrinGUZEL  ,  Müge  APAYDIN

گردشگری مد

گردشگری مد، بازاری ویژه است که از سه قسمت اصلی تشکیل شده است: گردشگری خلاق، گردشگری فرهنگی و گردشگری خرید.

عناصری همچون مراکز بازاریابی، اتحادیه های تجاری، موسسه های گردشگری و اقامتگاه ها با گردشگران و مهمانانی که در منطقه ای خاص به دنبال یافتن آخرین تغییرات مد، بازارگردی، تجربه، جستجو، کسب و کار، مطالعه و تفریح هستند مشارکت می کنند.

امروزه در تمام دنیا، از این نوع گردشگری برای رونق و شکوفایی اقتصادی منطقه و حضور در بازار جهانی استفاده می کنند. هدف تنوع دادن به مراکز اقتصادی وابسته به این نوع کسب و کار است. در برخی شهرها مانند آنتورب، لندن، توکیو حداقل دو بار در سال، این نوع گردشگری رایج است و در لندن، هفته مد نیز دایر شده است تا بدینوسیله، مهمانان ویژه برای دیدار از جاذبه های شهر نیز تشویق شوند.

در این راستا، اقامتگاه بومگردی گیله بوم و اهالی روستای قاسم آباد با همفکری موسسه گردشگران پایدار، مجری گری گروه نوین فناوران برای نخستین بار به مدت پنج روز پذیرای گردشگران مد از سراسر ایران بودند. سی نفر در کارگاه های آموزشی شرکت کردند و آخرین تکنیکهای طراحی و دوخت لباس برابر با الگوهای روز جهان به کار گرفته شد تا بافت چادرشب، پارچه اصیل قاسم آباد در ترکیب با لباس و مانتو جلوه گر شود.

نقش چادرشب بر مانتو

نقش چادرشب بر مانتو

خوب یعنی همین. نقش چادرشب بر مانتوها، لباس و جلیقه ها. نقش، رخشان می شود. چون شعر رودکی است بر زبان همایون. تا به آواز پر نکشد، مقام هر دو کمی، کمرنگ است.

کاش بشود آنروز؛ و دور نیست که هنر، برای هنر شود. وقتی، نوشتیم که جای آن دارد، این نقشهای بی پیرایه بر کوی و برزن هویدا شود. پرده خانه ها، پرچم کوهنوردان، لباسی برای هر وقت و نه تنها زمان جشن ها و شادی گرفتن ها. این، خواسته زیادی برای قاسم آباد نیست.

حالا پیوند دوستی و مهرآبادی را به فال نیک گرفته ایم.

خوش است این فال و خوشا گردشگران و مهمانانی که ارج نهادند و می نهند.

تا باد، چنین بادا

تئوری ضایعات صفر در اقامتگاه های بومگردی

تئوری ضایعات صفر

اقامتگاه های بومگردی در سراسر جهان تلاش می کنند تا زباله ای تولید نکنند. پیشگیری از ورود مواد بازیافت ناپذیر به محوطه اقامتگاه های بومگردی اصل اول است. دیگر اینکه تمام مواد مصرفی باید قابلیت بازیافت و استفاده مجدد داشته باشند.

در ژاپن و باور مردم اصطلاحی وجود دارد به نام موت-تای-نای MOTTAINAI.  مفهومی که به کمک آن می توان مردم ژاپن و صنعتش را تعریف کرد. همه چیز موهبتی است از طرف خالق، باید شکرگزار آن باشیم و بیهوده تلف نکنیم. تلف کردن هر چیزی، جرم است.

در گیله بوم، درصد بازیافت ضایعات خشک را به 70 درصد رسانده ایم و تمام ضایعات خیس، بازیافت شده و تبدیل به کود کرمی یا ورمی کمپوست می شوند.

در حال حاضر نیز هیچ چاره ای جز پیشگیری از ورود زباله های بازیافت ناپذیر نداریم. از تمام میهمانان ارجمند و آژانس های مسافرتی خواهشمندیم حتی الامکان ظروف پلاستیکی یکبار مصرف و کیسه های پلاستیکی استفاده نکنند و از آنجا که تنها یک کارخانه ذوب شیشه در رشت وجود دارد، نوشیدنی های بسته بندی شده در بطری های شیشه ای را ….، افعال منفی زیاد شد. با طبیعت، مهربان باشیم.

در اینجا به چند نمونه از بازیافت زباله خشک در گیله بوم اشاره می کنیم:

1-از بطری های خالی برای درز گیری و صداگیری در کنج شیروانی ها، استفاده کردیم.

میتوانیم لابلای آنها کیسه های پلاستیکی بگذاریم تا فشرده تر شوند. برای داشتن نمای بهتر، با پارچه های باطله یا شانه تخم مرغ یا کاهگل، نمای دیداری را اندود کنید.

2-بطری های دوغ را با ظرفی فلزی جایگزین کردیم. هر ظرف ۴ لیتری معادل دو بطری پلاستیکی است. در نظر بگیرید که آخر هفته های تعطیل و شلوغ گیله بوم، حداکثر 10 بطری دوغ مصرف می شود و این داستان یک هفته آن است! معمول است که شیر را نیز درون کیسه پلاستیکی می ریزند. برای شیر هم ظرفی در نظر می گیریم.

جایگزین بطری های دوغ با ظرفی فلزی

جایگزین بطری های دوغ با ظرفی فلزی

 

3-مشمع های پلاستیکی رشته رشته می شوند و در ترکیب با کاه و گل برای عایق کردن دیوارها استفاده می شوند.

نمونه های دیگری از بازیافت زباله خشک:

جمع آوری آب باران

مخزن 500 لیتری جمع آوری آب باران

جمع آوری آب باران شیوه ای بسیار قدیمی است که به دلیل کیفیت فوق العاده آب باران و علاقمندی جامعه جهانی برای کاهش مصرف منابع آب زمینی، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.
آب باران، خالص است و دارای پتانسیل هیدروژنی یعنی PH خنثی است. عاری از هر گونه املاح، نمک و آلودگی های انسانی یا غیر انسانی است. به همین دلیل، طول عمر سیستم های لوله کشی، اتصالات و شیرهای آب بیشتر می شود و هزینه های نگهداری و تعمیر کاهش می یابد. به دلیل خواص پاکسازی و رسوب زدایی بدن، طرفداران مصرف آن بیشتر شده است و خوشمزه است.

شواهد باستانشناسی نشان می دهد جمع آوری آب باران حداقل از ۴۰۰۰ سال پیش انجام می شده است و تا ۶۰۰۰ سال در بین چینیان رواج داشته است. بقایایی از محوطه هایی شیب دار برای جمع آوری آب باران در فلسطین یافت شده است که برای مصارف کشاورزی و اقتصادی استفاده می شده است.

این کار با مشارکت مهمانی از کشور پرتغال و دو دوچرخه سوار مازندرانی و تهرانی آغاز شد. 

بسیار مهم است که  اقامتگاه های بومگردی به عنوان الگو، چنین مکانیزمی را در دستور کار خود داشته باشند.

اکوکلبه

اکوکلبه

اکوکلبه ، کلبه ای چهار نفره با دیوارهای کاهگلی حالا چند نوبت پذیرای میهمانان گیله بوم شده است

گاراژ بود. کرکره داشت. الوارهای طولی روی دیوار با سیم خاردار و سیم مسی ثابت شده بودند. انبار خوبی بود. بالا پایین‌ها رفتیم .

نخاله‌های مازاد را کف آن ریختیم و به مرور سیمان کردیم. دیوار جلو را بلوک به بلوک چیدیم و طاق زدیم و دروازه را جا زدیم. کرکره را پایین کشیدیم.

کفپوشی از حصیر و نمد انداختیم. دروازه و پنجره‌های چوبی را جا زدیم. سقفی با تیرهای چوبی. تخته‌ها را حسابی سیلر زدیم، میخکوبی کردیم و با کاهگل سراسر آنرا پوشاندیم. پرده‌هایی از جنس چادر شب دوختیم و با یک بخاری هیزمی آراستیم.

پنجره شرقی برای آن گشودیم تا هوا بهتر جابجا شود و به خنکای داخل آن کمک کند. برای راحتی مهمانان، آنرا با سه تختخواب مجهز کردیم.

برای ورودی، پله ای نیست و سطحی شیب دار است؛ عرض در ورودی توالت یک متر است؛ کف کلبه با قاب دروازه همتراز است؛ درون توالت دستگیره هایی دور تا دور توالت فرنگی نصب کردیم و اینها همه برای آن بود که نیم نگاهی به ویلچرنشینان داشته باشیم.

حالا دیگر اکوکلبه، فضای اقامتی اختصاصی به شمار می رود، پس نیاز به سرویس بهداشتی مجزایی داشت، این امر را در دستور کار خود قرار دادیم و در تابستان 96 آنرا محقق کردیم.

می‌خواهیم با دانش بومی و فناوری روز، به تدریج کلبه‌ای کنیم دوست دار محیط زیست و خانه‌ی دوست.

این کلبه ما را همیشه به یاد دوستان و مسافران خوب گیله بوم خواهد انداخت که پیشنهادش را داده بودند.

بر درش برگ گلی می‌رویانم              روی آن با قلم سبز بهار

می‌نویسم ای یار                               خانه ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر                خانه دوست کجاست؟

مراحل ساخت اکوکلبه را در تصویر زیر مشاهده کنید:

مراحل ساخت و تجهیز اکوکلبه

مراحل ساخت اکوکلبه

کُندوج قدیم، خونه درختی جدید

کندوج ، خونه درختی ، بهارخواب

کُندوج، انبار ساقه های برنج است. انبار روی چهار ستون چوبی و چند ضلعی است که در پایین معمولا مقطعی گرد دارند. روی ستون‌ها چوبهایی گرد و ضخیم همانند چرخ ماشین اما یکدست و توپر قرار دارد. نامشان موش گیر است. فنی ساده اما عالی برای دفع موش.

کندوج گیله بوم هشتاد و سه ساله است و حالا کهن ترین سازه گیله بوم. در خانه ای کنار دوراهی چاله سرا، ساکت سالها ایستاده بود. درونش پر از ابزار شالیکاری با سقفی چهارکله یا چهار پهلو. اینگونه گرمای بیشتری از خورشید می گرفت. تشعشع گرما از سقف به درون، کندوج را گرم میکرد. دیوارهای چوبی و کاهگلی هم نمی‌گذاشتند گرما بیرون رود. اینگونه بود که برنج  نارس هم می رسید.

فهمیدیم میخواهند خرابش کنند تا به کارخانه ذغال بفروشند. درنگ جایز نبود. رفتیم. قطعاتش را شماره گذاری کردیم. جدا کردیم و با نیسانی به گیله بوم آوردیم. جالب می شد اگر زمان برمیگشت و شاگردی بودیم برای کندوج ساز.

چوبهای قابل استفاده را بارها روغن زدیم. سال اول ستون‌ها و تیرهای اصلی را با کمک پهلوان محل، آقا مجتبی برافراشتیم. بعد با مشمع کلفتی روکش کردیم تا باران خرابش نکند.

زمستان ۹۵ سقفش را اجرا کردیم؛ نه چهار کله، دو کله تا خنک تر باشد و فضا برای ایستادن کافی. دیوارها را هم فقط چوب کج کردیم و کف را تخته پوش تا هوا عکس حالت قبل به خوبی کوران کند.

حالا خونه درختی شده است. برای بازی بچه ها و گاه محل خوابی یا خلوتی برای مهمانها.

ورزامشته

ورزامشته

گیلکها مشتی از آخرین خوشه شالیزار را دسته کرده و در یکی از ستونهای تلار، آویزان می کردند. عقیده دارند که باعث برکت شالیزارهایشان خواهد شد. نام این دسته برنج به پاس و احترام به گاو، ورزا مشته است، یعنی مشته ای که محصول کار گاو است.

خاله حوری این مشته را به شکل خانمی با دامنی طلایی و سنبله دار، می آراید.

او اهل نهاوند است، این عروسک در اصل با خوشه گندم درست می شده و نام آن، عروسک گندم بوده است. خاله حوری چند سالی است ساکن قاسم آباد است و از خوشه برنج برای ساخت این عروسک استفاده می کند. به همین دلیل، به آن عروسک برنج نیز می‌گوید.

وقتی نمونه ای را به مهندس بلوچ، بانی خانه ایرانی در کاشان هدیه دادیم؛ واکنشش کوتاه و پرمعنا بود: چه تناسبی!

 و تا معمار نباشی تناسب را هم خوب ندیده ای، دیده ای؟

این عروسک با همکاری موزه اسباب بازی و عروسک کاشان تولید شده است.

خاله حوری و ورزامشته

خاله حوری و ورزامشته

۱ ۲