پانزده آذر 95: تولد سه سالگی گیله بوم

15 آذر 92 همزمان با حضور اولین مهمانان گیله بوم به سرپرستی میلاد محسنی، تاریخ آغاز به کار این مجموعه اقامتی است. امروز، سومین سال شروع به کار گیله بوم است.

هرسال با یادآوری این روز، به کارنامه یکساله خود نگاه می‌کنیم: کجای نقشه راه قرار داریم؟ میزبان چه مهمانهایی بوده ایم؟ و چه چیزهایی یاد گرفته ایم؟

از خونه نقلی شنیده بودیم که “3 سال طول می‌کشد تا مسافر شما برایتان مسافر بیاورد”، این موضوع را امسال تجربه کردیم و خود را برای سرویس دادن بهتر به مهمانان در سال چهارم آماده می‌کنیم.

در سالی که گذشت، چند قدم به خواسته هایمان نزدیکتر شدیم:

  1. کاهگل لایه دوم، پنجره جدید، لمبه کاری سقف، و تجهیز اکوکلبه با 3 تخت انجام شد.
  2. دو خط کابل برق برای بهبود وضعیت برق کشیده شد و آمپر کنتور برق افزایش یافت.
  3. بازیافت زباله خشک تا 70 درصد و بازیافت زباله خیس به طور کامل انجام شد.
  4. پلکان ورودی تلار و پلکان فلزی سنگی با چوب تعویض شد.
  5. چوبکاری و کاهگل لایه اول دورتادور ساختمان انجام شد.
  6. نسخه جدید وبسایت و اینستاگرام گیله بوم رونمایی شد.
  7. دورتادور دیوار حیاط با 50 نهال برگ نو پوشیده شد.
  8. سرویس حمام و دستشویی جورخانه مدرن شد.
  9. کف تلار به طور کامل، حصیرپوش شد.
  10. سقف تلار لمبه کاری شد.

گرچه از پنج نفری که کار را شروع کردیم، سه نفر کار را ادامه می‌دهد، اما همچنان معتقدیم کارتیمی مزایای خود را دارد و ادامه دادن کار، از شروع آن مهمتر است.

رنگ در رنگ

خوابند. دیگر برگ جدید ندارند اما گلهای سفیدی دارند. چایزارها را می گویم.

زرد شده اند. امسال، کمترند اما درشت و آبدار. پرتقال ها را می گویم.

تازه رسیده اند اما گس گس. خرمالوهای جنگلی را می گویم.

صدای ناهنجارند. طنین غمناکند اما کوچ پرندگان را خبر می دهند. تفنگ های شکاری را می گویم.

آرام آرام، لحاف سفید و کلفتی به روی خود می کشد. می خواهد چشم روی هم بگذارد تا بهاری دگر آید. هنوز این لحاف را خط خطی می کنیم با دو خط موازی. رخصت می خواهد تا بخوابد. جوردشت را می گویم.

تا چاله سرا پایان آمده اند. عمودی و افقی می شوند. کشدار و باریک و گاه، پراکنده و درهم. ابرها را گفتم.

تیرماه تقویم گیلانی، سرخ و زرد و نارنجی است. چون لباس قاسم آبادی است یا قله گیشار.

پاییز است.

لبنیات مادر

پیش از این برای تهیه ماست و دوغ که بسیار نیز در میان مهمانان پرطرفدار است به شهر کلاچای می رفتیم.

اخیرا متوجه شدیم که شعبه ای از لبنیات مادر در روستای قاسم آباد نیز باز شده است.

این نشانه ی پرفروش بودن محصولات این لبنیات در روستا است.

گیله بوم نیز ترجیح میدهد مایحتاج خود را در داخل روستا تهیه کند، از رفت و آمدهای غیرضروری بکاهد، و در بالا بردن سطح اقتصادی جامعه محلی نقش داشته باشد،

این بازگشایی برای ما نیز خوشایند است.

طراحی شهرهای پایدار

شهرهای جهان گرفتار مشکل هستند. در تهران، کیفیت زندگی روزانه و پیوسته افت می کند. نفس کشیدن در این شهر مانند آنست که روزانه دوبسته سیگار بکشیم. تعداد ساعت هایی که مردم روزانه در بزرگراه ها و خیابان های پر آمد و شد در اتومبیل اسیر می شوند هر ساله بیشتر می شود و بر استیصال تهرانی ها، می افزاید.

در واکنش به این شرایط، شاهد ظهور نوع جدیدی از شهرنشینی هستیم. یکی از چشمگیرترین تغییر و تحولات مدرن شهری در بوگوتا، پایتخت کلمبیا رخ داده است که آقای پنالوسا از سال ۹۸ به مدت سه سال شهردار آن بود. وقتی او شهردار شد به فکر این نبود که زندگی اتوموبیل داران را که تنها ۳۰ درصد جمعیت شهر را تشکیل می دهند بهبود دهد. برعکس، او میخواست بداند برای ۷۰ درصد از مردم، یعنی اکثریت فاقد اتومبیل چه می تواند انجام دهد.

پنالوسا دریافت شهری که محیط آن برای کودکان و افراد مسن دلپذیر باشد برای همه افراد مناسب خواهد بود. تحت رهبری او، شهرداری توقف اتومبیل ها را در پیاده رو ها ممنوع کرد، ۱۲۰۰ پارک احداث یا نوسازی کرد، نظام رفت و آمد سریع اتوبوسها را برقرار کرد و صدها کیلومتر مسیر دوچرخه رو و خیابان های مخصوص پیاده روی احداث کرد. ترافیک ساعت اوج شلوغی را تا ۴۰ درصد کاهش داد. یکصد هزار درخت کاشت و شهروندان را مستقیما در بهبود وضعیت محله زندگی خود شرکت داد. وی در دل هشت میلیون مردم ساکن شهر، حس مباهات مدنی پدید آورد و موجب شد در این کشور پاره پاره از جنگ و تعارض، خیابان های بوگوتا امن تر از خیابان های واشنگتن دی سی باشد. امیدواریم شهرداران شهرهای گیلان، قبل از تبدیل شدن کلان شهرها به تهرانی دیگر،افکار پنالوسا را دریابند.

منبع، کتاب طرح امید، پلان B2

شهرهای پایدار

شهرهای پایدار

شهرهای پایدار

پنالوسا

دریای خزر

دریای خزر بزرگترین دریاچه جهان است. بیشترین طول آن ۱۲۰۴ کیلومتر و عرض آن ۲۵۴ کیلومتر است. عمق میانگین آن ۱۸۰ متر یعنی شش برابر عمق میانگین خلیج فارس است و جذابتر آنکه سطح این دریاچه بزرگ، ۲۸ متر پایین تر از سطح آبهای آزاد است.

نمک محلول در آب دریاچه حدود ۱۲.۶ گرم در لیتر است و بنابراین آب نسبتا شیرینی است در حالیکه نمک محلول در آب اقیانوس ها حدود ۳۵ گرم در لیتر است.

سواحل زیبا و آب و هوای مناسب دریاچه به ویژه در تیرماه و شهریورماه، از دوران صفویه برای تفریح و گردشگری مورد توجه ویژه قرار گرفت و در دوره پهلوی اول، تاسیساتی در منطقه رامسر برای گردشگران ایجاد شد.

ساحل قاسم آباد ماسه ای است و منطقه مناسبی برای شنا، قایق سواری، جت اسکی، دو، کارترینگ و حمام آفتاب است. مردم منطقه از ماسه ساحل، برای کشت گل و گیاه استفاده می کنند.

 ‫دریای خزر‬‎

دریای خزر

Image result for ‫دریای خزر‬‎

بوم شهرها

طراحی شهرها هر روز تغییر می کند. شهرهای مدرن برای راحتی مردم طراحی می شوند نه خودروها.

امروزه مفهوم بوم شهرها یا ecocities هم معنی با شهر پیاده ها است. یعنی چه؟ یعنی شهرهایی که در آنها دیگر نیازی به اتومبیل ها نیست بلکه مردم برای رسیدن به اغلب نقاط، پیاده روی می‌کنند یا از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده می‌کنند.

Eco-Friendly Cities Around the World: Oslo, Norway

چرا به ماشین بیشتر از فرزند خود اهمیت می دهیم؟

پنالوسا، شهردار پایتخت کلمبیا است. می گوید فضای عمومی و پیاده‌رو‌های پهن و مناسب و پارکها مظاهر اجرای دموکراسی در جامعه است.

چرا؟ چون تنها مکانهایی هستند که مردم در آنها به صورت افراد برابر با یکدیگر روبرو می شوند. سیاست دولت‌ها را به چالش می‌کشاند آنجا که می‌گوید بودجه فراوان و نامحدودی برای ساخت جاده ها و بزرگراه ها صرف می شود و منابع ناچیزی به ساخت پارکها و پیاده‌رو‌ها اختصاص می‌یابد.

پرسشی اساسی: چرا به محل خواب و تردد ماشین هایمان (پارکینگ ها و جاده ها) بیشتر از محل خواب و بازی کودکانمان اهمیت می دهیم؟ وقتی تعداد خودروها بیشتر می شود از یک نقطه به بعد، خودروها سکون تولید می‌کنند نه تحرک.

انریکو پنالوسا

انریکو پنالوسا

Curitiba buses

جنگل

  • هر هکتار جنگل ۲.۵ تن اکسیژن تولید می کند
  • تا ۶۸ تن گرد و غبار را جذب می کند
  • جنگل از سرعت باد می کاهد
  • ریشه درختان، جلوی سیلاب را می گیرد
  • از شدت برخورد قطرات باران بر روی خاک، می کاهد
  • در برگ و پوست و تنه خود، آب باران را ذخیره می کند و به مانند آبیاری قطره ای، سبب زاد و ولد درختان دیگر می شود
  • خانه و پناهگاه بسیاری از حیوانات و پرندگان است

جنگل، سرمایه بزرگی برای گردشگری است. پس آب را گل نکنیم، جنگل را دود نکنیم، گوشتخواران را زیاد نکنیم.

جنگل

جنگل

اکوکلبه

اکوکلبه

اکوکلبه ، کلبه ای چهار نفره با دیوارهای کاهگلی حالا چند نوبت پذیرای میهمانان گیله بوم شده است

گاراژ بود. کرکره داشت. الوارهای طولی روی دیوار با سیم خاردار و سیم مسی ثابت شده بودند. انبار خوبی بود. بالا پایین‌ها رفتیم .

نخاله‌های مازاد را کف آن ریختیم و به مرور سیمان کردیم. دیوار جلو را بلوک به بلوک چیدیم و طاق زدیم و دروازه را جا زدیم. کرکره را پایین کشیدیم.

کفپوشی از حصیر و نمد انداختیم. دروازه و پنجره‌های چوبی را جا زدیم. سقفی با تیرهای چوبی. تخته‌ها را حسابی سیلر زدیم، میخکوبی کردیم و با کاهگل سراسر آنرا پوشاندیم. پرده‌هایی از جنس چادر شب دوختیم و با یک بخاری هیزمی آراستیم.

پنجره شرقی برای آن گشودیم تا هوا بهتر جابجا شود و به خنکای داخل آن کمک کند. برای راحتی مهمانان، آنرا با سه تختخواب مجهز کردیم.

برای ورودی، پله ای نیست و سطحی شیب دار است؛ عرض در ورودی توالت یک متر است؛ کف کلبه با قاب دروازه همتراز است؛ درون توالت دستگیره هایی دور تا دور توالت فرنگی نصب کردیم و اینها همه برای آن بود که نیم نگاهی به ویلچرنشینان داشته باشیم.

حالا دیگر اکوکلبه، فضای اقامتی اختصاصی به شمار می رود، پس نیاز به سرویس بهداشتی مجزایی داشت، این امر را در دستور کار خود قرار دادیم و در تابستان 96 آنرا محقق کردیم.

می‌خواهیم با دانش بومی و فناوری روز، به تدریج کلبه‌ای کنیم دوست دار محیط زیست و خانه‌ی دوست.

این کلبه ما را همیشه به یاد دوستان و مسافران خوب گیله بوم خواهد انداخت که پیشنهادش را داده بودند.

بر درش برگ گلی می‌رویانم              روی آن با قلم سبز بهار

می‌نویسم ای یار                               خانه ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر                خانه دوست کجاست؟

مراحل ساخت اکوکلبه را در تصویر زیر مشاهده کنید:

مراحل ساخت و تجهیز اکوکلبه

مراحل ساخت اکوکلبه

کُندوج قدیم، خونه درختی جدید

کندوج ، خونه درختی ، بهارخواب

کُندوج، انبار ساقه های برنج است. انبار روی چهار ستون چوبی و چند ضلعی است که در پایین معمولا مقطعی گرد دارند. روی ستون‌ها چوبهایی گرد و ضخیم همانند چرخ ماشین اما یکدست و توپر قرار دارد. نامشان موش گیر است. فنی ساده اما عالی برای دفع موش.

کندوج گیله بوم هشتاد و سه ساله است و حالا کهن ترین سازه گیله بوم. در خانه ای کنار دوراهی چاله سرا، ساکت سالها ایستاده بود. درونش پر از ابزار شالیکاری با سقفی چهارکله یا چهار پهلو. اینگونه گرمای بیشتری از خورشید می گرفت. تشعشع گرما از سقف به درون، کندوج را گرم میکرد. دیوارهای چوبی و کاهگلی هم نمی‌گذاشتند گرما بیرون رود. اینگونه بود که برنج  نارس هم می رسید.

فهمیدیم میخواهند خرابش کنند تا به کارخانه ذغال بفروشند. درنگ جایز نبود. رفتیم. قطعاتش را شماره گذاری کردیم. جدا کردیم و با نیسانی به گیله بوم آوردیم. جالب می شد اگر زمان برمیگشت و شاگردی بودیم برای کندوج ساز.

چوبهای قابل استفاده را بارها روغن زدیم. سال اول ستون‌ها و تیرهای اصلی را با کمک پهلوان محل، آقا مجتبی برافراشتیم. بعد با مشمع کلفتی روکش کردیم تا باران خرابش نکند.

زمستان ۹۵ سقفش را اجرا کردیم؛ نه چهار کله، دو کله تا خنک تر باشد و فضا برای ایستادن کافی. دیوارها را هم فقط چوب کج کردیم و کف را تخته پوش تا هوا عکس حالت قبل به خوبی کوران کند.

حالا خونه درختی شده است. برای بازی بچه ها و گاه محل خوابی یا خلوتی برای مهمانها.

۱ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴