ظروف تکبار مصرف، شما بگویید!ا

اینها مشکل اساسی ماست وقتی گردشگران و مهمانان غذا و خوراکشان را در این ظروف مصرف می کنند و ما باید اینها را چربی زدایی کنیم، بشوییم تا اگر توانستیم بازیافت کنیم. طبیعی است چنین چیزی وقت،  انرژی و سرمایه زیادی از ما بگیرد.

زیاد نوشتیم اما اینبار به این نتیجه رسیدیم باید به شما بیشتر گوش دهیم و از شما چاره جویی کنیم.

این پاسخ زوجی دانمارکی بود که بعد از گفتگو در مورد مسایل و مشکلات بازیافتمان، اینگونه گفتند:

برخی اقامتگاه ها، قبل از پذیرش مهمانان، از آنها میخواهند که عضو وبسایت خبری آنها شوند. در این وبسایت، منشور اخلاقی و بایدها و نبایدهای مسافران در حین ورود و خروج از اقامتگاه درج شده است. از جمله اینکه ظروف یکبار مصرف، سفره پلاستیکی، مشمع و غیره با خود به داخل اقامتگاه نیاورد؛ دانه ها و گیاهان یا درختچه های غیر بومی را به محل نیاورند و یا گیاه بومی را از محل خارج نکنند. در واقع دستورالعمل ثبت و پذیرش میهمان منوط به خواندن و آگاهی از بایدها و نبایدها است و بر اساس رعایت شرایط، تعرفه پذیرش و اقامت میتواند تفاوت باشد.

اقامتگاه های بومگردی تنها با مغازه ها و فروشندگانی داد و ستد می کنند یا از سرویس و خدمات نهادهایی بهره می برند که مقید به این اصول باشند و در راستای نگهداری و حفظ محیط زیست تلاش می کنند.

بایدها و نبایدهای پذیرش در اقامتگاه بومگردی| ظروف تکبار مصرف

بایدها و نبایدهای پذیرش در اقامتگاه بومگردی

جانوران جویبار

باران که می بارد، جویبار گیله بوم پر از آب است. این جویبار، لاک پشت خزری دارد، قورباغه های سبز، کرمهای کمپوست و مار. گاهی که باران زیاد باشد، چند کولی ماهی هم دیده می شود.

دیواره آن، سنگین است. یکطرف پر از بوته تمشک و طرف دیگر هنوز خالی. محلی برای کشف ناجسته های کودکانه. بچه قورباغه ها و کرمها، غذای لذیذی برای لاک پشت است.

کولی ماهی ها، حرکت جذابی دارند. با حرکت خود و مالیدن بدن خود به بستر، آب را گل آلود می کنند تا خود را به خوبی پنهان کنند.

نمدمال مدرسه طبیعت

گاهی مهمانانی در حیاط ما را می بینند مشغول کار. ناخودآگاه می پرسند کاری ندارید؟

ما هم ناخودآگاه از مسعود یاد می کنیم و می خندیم. خنده از آنرو که فردای نخستین روزی که با دوچرخه از مازندران به گیلان آمدند همین را پرسید.

کاری ندارید؟ تازه باید گودال مخزن جمع آوری آب باران را می کندیم. به قطر سه متر و ارتفاع دو متر. کار را معرفی کردیم و از صبح تا به غروب با رفیقش مشغول کندن و جابجایی خاک بود. الحق کاری و پرتوان.

مسعود داستان جالبی داشت. در آلمان، درس توسعه پایدار و معماری خانه های سبز می خواند. انصراف داد و آمد نمدمال شد. صبح به صبح می رفت بند بن، نزد استاد حلاج رضایی. با دوچرخه از گیله بوم می رفت و با دوچرخه برمی گشت. داستان انرژی و مصرف بهینه را به خوبی می داند. همیشه صحبتش بود که اگر خانواده ها، خود مسوول تامین برق مصرفی خود باشند، ثانیه به ثانیه مصرف برق را کنترل می کنند. دیگر هیچ چراغی بی جهت و بی مصرف روشن نخواهد بود.

اما داستان مسعود اینجا تمام نمی شود. نمدمالی دانشی بود که ره آوردی برای مدرسه طبیعتی در مازندران شد. آخ که کشورمان چقدر به این مسعودها نیاز دارد. درود بر همت خانواده ای که ارث پدری را هدیه به مدرسه طبیعت می کنند.

مسعود کتابی به ما امانت داد: قُرُق شکسته جنگل های هیرکانی کاسپیانی ایران، اثر حنیف رضا گلزار. این کتاب حاوی اطلاعات ارزشمند و گرانبهایی از جنگل های هیرکانی در شمال ایران است. نام دیگر این کتاب را با اجازه مولف محترم، مصیبت نامه جنگل های هیرکانی نامیدیم.

نیکوکار کلاه مال

کلاه های نمدی- کلاه قشقایی - کلاه شاهی

وقتی آقای میرعظیم را دیدم کلاهی نمدی بر سرگذاشته بود و از خاطره های کودکیش می گفت. از اینکه با پدر آقای اسماعیل نیکوکار همبازی بود و این کلاه را وی برایش درست کرده بود.

برای ما که سالها بود از پی فردی می گشتیم تا این هنر را زنده کند وقت مناسبی بود. به اسماعیل گفتیم باید مانند همین کلاه را درست کنی و هنر پدری را زنده کنی. گفت سعی میکنم.

دو هفته نگذشته بود. عکس کلاهی برایمان فرستاد، شبیه به همان کلاهی که دیده بودیم. بعد کلاه قشقایی و کلاه شاهی و شب کلاه و دست آخر جلیقه ای ظریف و زیبا.

خانه اش را تزیین کرد. با کمک همسرش و فرزندان.

حالا کارگاه خانگی زیبایی در قاسم آباد زنده شده است. باغ کیوی و پرتقال دارد، معماری زیگالی، خانه گلی و تلار و نرده های زیبای چوبی. تلفیق نمد و چادرشب، شیرینی کشتا و بیشتر از آن را در خانه نیکوکار تجربه کنید.

گردشگری خوراک

گردشگری خوراک

گردشگری خوراک یا Gastronomy Tourism، واژه ای ترکیبی و یونانی است.

در این زبان، Gastros یعنی شکم و Gnomos یعنی دانش یا قانون. واژه معادل آن در زبان لاتین را می توان Culinary گفت.

در دهه هفتاد و هشتاد میلادی، شام خوردن در یک رستوران سه ستاره فرانسوی، گردشگری خوراک محسوب می شد اما امروزه معنای آن تکامل یافته و تجربه کردن فرهنگ های مختلف جزیی اصلی شده است.

گردشگری خوراک، تنها خوردن غذا و نوشیدنی نیست بلکه پاسخی است به آنکه کجا، چطور، چه زمانی و چرا باید خورد و نوشید.

این نوع گردشگری پدیده ای اجتماعی است؛ تنوع غذا و نوشیدنی، نحوه آماده کردن غذا، میکروبیولوژی غذا و نوشیدنی، رژیم ها و حتی بازدید از مزرعه کاشت و داشت مواد گیاهی و گوشتی و تدارک مواد اولیه از بازار را هم شامل می شود.

غذا فقط برای رفع نیاز بدن نیست؛ بسا گردشگرانی که دستور پخت غذا را با خود به کشور خود می برند و یاد و خاطره غذای محلی را زنده می کنند. غذا یک فرصت و سرگرمی برای مسافر ایجاد می کند و شکل عملی یک هنر و خلاقیت است.

امروزه گردشگری خوراک محصولی فرهنگی قلمداد می شود و مولفه های جنبی فراوانی نظیر ظروف و کاربرد آنها، موزه ها و تاریخ اجسام غذاخوری و نوشیدنی، معماری اماکن غذاخوری و نوشیدنی مثل قهوه خانه، چایخانه و رستوران و سرانجام جشن های ویژه غذا را دربر می گیرد.

فرهنگ خوراک در گیلان، روستا به روستا و شهر به شهر متفاوت است و تاکنون بیش از سیصد نوع خوراک مختلف در استان گیلان ثبت شده است. از آنجا که دسر و چاشنی های غذا نیز در رده گردشگری خوراک محسوب می شوند می توان گفت ثبت جهانی شهری چون رشت به نام شهر غذا برازنده این استان است.

اقامتگاه های بومگردی تا آنجا که می توانند خوراکی محلی و آداب خوردن و نوشیدن را به عنوان ارمغان فرهنگی به مهمانان هدیه می کنند و به عنوان مقصد گردشگری خوراک نیز شناخته می شوند.

اومیگو در حال تفت دادن لوبیاکشاورزی برای باقالی قاتق

سفر اومیگو از ژاپن با هدف یادگیری پخت غذاهای محلی

در گیله بوم سیزده نوع خوراک محلی ویژه شرق گیلان، هشت نوع مربا، سه نوع شیرینی محلی و انواع دمنوش و نوشیدنی در فصل معین به مهمانان عرضه می شود.

مرباها شامل شکوفه پرتقال – بهار نارنج – تمشک – پرتقال – کیوی – انجیر – انبو- به

مربای تمشک و شکوفه پرتقال در سرو صبحانه

مربای تمشک و شکوفه پرتقال در سرو صبحانه

شیرینی ها شامل مین پر، آب دندون، و کشتا

سر سفره غذا می روند

سر سفره غذا می روند

سفره غذای گیله بوم

سفره غذای گیله بوم

دستور پخت غذاهای محلی در گیله بوم

دستور پخت غذاهای محلی در گیله بوم

تیم Persian Food Tour نیز در تهران تورهای گردشگری خوراک برگزار می کنند.

منبع:

Gastronomy  Tourism,  Motivations  and  Destinations BerrinGUZEL  ,  Müge  APAYDIN

جاذبه و منابع گردشگری

اگر بگوییم ایران به لحاظ جاذبه های گردشگری دهمین کشور جهان است شما چه می گویید؟
اگر بگوییم صدمین چه؟

گفته می شود ایران به لحاظ منابع گردشگری رتبه دهم جهانی دارد. این حرف پذیرفتنی است اما دو جمله بالا، خیر.

منابع گردشگری فراوانی در ایران وجود دارد اما تا تبدیل شدن آنها به جاذبه گردشگری، کارها باید کرد. «ترین» ها در صنعت گردشگری یکی از عوامل مهم در جذب گردشگر و تبدیل شدن به جاذبه گردشگری است. یکی از این «ترین» ها، دریای خزر یا همان دریای کاسپین است. از مهمترین منابع گردشگری استانهای شمالی که به دلیل وفور زباله، نمی توانیم آنرا به جاذبه گردشگری تبدیل کنیم. این معضل را در کنار ساختمان های تازه سازی قرار دهید که هیچ همگونی با معماری بومی گیلان، مازندران و گرگان ندارند و چون سدی ناهمگون و بی قواره، جلوی چشم انداز دریای کاسپین را گرفته اند. امیدواریم شهرداران و دهیاران استانهای شمالی، بیش از این مجوز چنین ساخت و سازهایی را ندهند و روزهایی را ببینیم که همچون کشورهای مالزی و چین، ساختمانهای نافرم و بی تناسب با معماری بومی از رده خارج شوند.

در جدول زیر، دو شهر چین و هنگ کنگ در رتبه های اول تا دهم پربازدیدکننده‌ترین شهرهای جهان قرار گرفته اند.

پربازدیدکننده‌ترین شهرهای جهان

پربازدیدکننده‌ترین شهرهای جهان

تور گردشگری مد و لباس

بالاخره با همفکری استاد رشیدی عزیز و تلاش شبانه روزی گروه نوین فناوران؛ آقایان زنبوری و پژوهنده، برای نخستین بار در قاسم آباد گردشگری مد و لباس به مدت پنج روز اجرا شد.

محل برگزاری کارگاه در خانه خلاقیت بود و همکاری خانم صادقی از چادرشب بافان خلاق روستا و آقای اصلانی، مدیر موزه قاسم آباد درخور توجه بود.

گفتنی است هدف از این کارگاه، شناساندن بافت چادرشب و تکنیکهای طراحی لباس بر اساس الگوهای جهانی بود که حدود ۳۰ کارآموز از نقاط مختلف ایران، در این دوره شرکت کردند.

از همکاری و هماهنگی همه اهالی روستا، دهیاری و اداره اماکن رودسر سپاسگزاریم.

کنج کودکان

آغاز بهار را با بسیاری خانواده ها در طبیعت زیبا و بهشتی گیلان، پیاده روی کردیم. جویباری کوچک، در کنج باغ گیله بوم، محل زندگی فصلی قورباغه های سبز، لاک پشت کوچک خزری، کولی ماهی  و مارهای آبی است. همچنین کرمهایی که نیم تنه ای در بستر جوی و نیم تنه ای پیچان رو به نور در آب دارند. این قسمت، بیشتر از هر قسمت دیگر فضای بیرونی گیله بوم، جلب توجه می کرد.

کنجی نیم دایره ای شکل، که حالا دیگر نمایشگاه کاردستی های بازیافتی کودکان نیز شده است و برای بزرگترها نیز خوشایند بود. شاید بامزه ترین کاردستی، شلواری است که پر از پلاستیک شده، پاها و کمر بسته شده اند و شبیه به نیم تنه مترسکی است. منتظریم تا با پیشنهادهای دیگر، شکل آن کامل شود.

 بطری های یکبار مصرف را پر از آب باران می کنیم و با کودکان برای تابستان، ذخیره می کنیم. کمپوست را نیز بسته بندی می کنیم و یاد می گیریم:

اگر کرم نبود

زندگی چیزی کم داشت

هدیه نوروزی

برای نجات کره زمین چکار کنیم؟ مهر پرستی در هزاره های گذشته در شمال ایران چگونه بوده است؟

عنوان دو کتابی که به مهمانان نوروزی هدیه کردیم. کتاب نخست را دوست گرامی گیله بوم و عکاس آقای محمود حسینی معرفی کرد و در اختیار ما گذاشت. کتاب مهرپرستی یا میترائیسم در شمال ایران نیز از تالیفات استاد میثم نواییان، از باستان شناسان دوست داشتنی است. بخوانیم تا بیشتر بدانیم.

خرد، زنده جاودانی شناس
خرد، مایه زندگانی شناس

خرد چشم جانست، چون بنگری
تو بی چشم شادان، جهان نسپری

ز هر دانشی چون سخن بشنوی
ز آموختن یک زمان نغنوی (آسوده نمانی؛ همیشه در حال آموختن باشی)

درختچه های برگ نو و کاج خمره ای نیز از هدایا بودند که به لطف همسایه عزیزمان آقای بهنام طیبی به مهمانان دادیم.

زنبیل

بال زدن در واژه شناسی به عنوان دست زدن یا چیزی را با دست عمل آوردن و آماده کردن است. در نمد مالی یا چایسازی، بال زدن یعنی نمد را فشردن و برگ چای را لول کردن و با دست مالیدن.

بال هنوز هم به معنی دست به کار میرود و بال پرندگان در واقع همان دست آنهاست. واژه زنبیل هم از دو کلمه زن + بیل (بال) تشکیل شده است. یعنی زنبیل، وسیله ای کمکی برای زنان است و همچون دست آنها، یاور آنهاست.

چندی پیش در زمین فوتبال روستا، مشغول جمع کردن زباله ها بودیم و ناخودآگاه، وفور کیسه های پلاستیکی ما را یاد زنبیل انداخت. گو اینکه کسی فریاد می زد زنبیل ها کجا رفتند؟

زنبیل، وسیله ای فراتر از زمان خود بود. وسیله ای سبز، قابل بازیافت و هویت ساز بی هیچ آلودگی و زیان. خیال کنید در روستایی هستیم همه زنبیل دار. از زنبیل باف تا خریداران زنبیل دار، همه به طور نامحسوس در رونق کسب و کار محلی و پاکیزگی محیط زیست سهیم خواهند بود. روستایی چون ورزنه در اصفهان، به خاطر زنان چادرسفید پوش معروف است و سالانه هزاران گردشگر به خاطر همین وحدت روش، جذب روستا می شوند. قاسم آباد را، شاید اینبار به جز نمدمالی و چادرشب بافی، با زنبیل های یکرنگ بشناسانیم. خرید یک زنبیل، آغاز خوبی برای رهایی از کیسه های پلاستیکی است.

۱ ۲ ۳ ۷