نیکوکار کلاه مال

کلاه های نمدی- کلاه قشقایی - کلاه شاهی

وقتی آقای میرعظیم را دیدم کلاهی نمدی بر سرگذاشته بود و از خاطره های کودکیش می گفت. از اینکه با پدر آقای اسماعیل نیکوکار همبازی بود و این کلاه را وی برایش درست کرده بود.

برای ما که سالها بود از پی فردی می گشتیم تا این هنر را زنده کند وقت مناسبی بود. به اسماعیل گفتیم باید مانند همین کلاه را درست کنی و هنر پدری را زنده کنی. گفت سعی میکنم.

دو هفته نگذشته بود. عکس کلاهی برایمان فرستاد، شبیه به همان کلاهی که دیده بودیم. بعد کلاه قشقایی و کلاه شاهی و شب کلاه و دست آخر جلیقه ای ظریف و زیبا.

خانه اش را تزیین کرد. با کمک همسرش و فرزندان.

حالا کارگاه خانگی زیبایی در قاسم آباد زنده شده است. باغ کیوی و پرتقال دارد، معماری زیگالی، خانه گلی و تلار و نرده های زیبای چوبی. تلفیق نمد و چادرشب، شیرینی کشتا و بیشتر از آن را در خانه نیکوکار تجربه کنید.

گردشگری مد

گردشگری مد، بازاری ویژه است که از سه قسمت اصلی تشکیل شده است: گردشگری خلاق، گردشگری فرهنگی و گردشگری خرید.

عناصری همچون مراکز بازاریابی، اتحادیه های تجاری، موسسه های گردشگری و اقامتگاه ها با گردشگران و مهمانانی که در منطقه ای خاص به دنبال یافتن آخرین تغییرات مد، بازارگردی، تجربه، جستجو، کسب و کار، مطالعه و تفریح هستند مشارکت می کنند.

امروزه در تمام دنیا، از این نوع گردشگری برای رونق و شکوفایی اقتصادی منطقه و حضور در بازار جهانی استفاده می کنند. هدف تنوع دادن به مراکز اقتصادی وابسته به این نوع کسب و کار است. در برخی شهرها مانند آنتورب، لندن، توکیو حداقل دو بار در سال، این نوع گردشگری رایج است و در لندن، هفته مد نیز دایر شده است تا بدینوسیله، مهمانان ویژه برای دیدار از جاذبه های شهر نیز تشویق شوند.

در این راستا، اقامتگاه بومگردی گیله بوم و اهالی روستای قاسم آباد با همفکری موسسه گردشگران پایدار، مجری گری گروه نوین فناوران برای نخستین بار به مدت پنج روز پذیرای گردشگران مد از سراسر ایران بودند. سی نفر در کارگاه های آموزشی شرکت کردند و آخرین تکنیکهای طراحی و دوخت لباس برابر با الگوهای روز جهان به کار گرفته شد تا بافت چادرشب، پارچه اصیل قاسم آباد در ترکیب با لباس و مانتو جلوه گر شود.

جاذبه و منابع گردشگری

اگر بگوییم ایران به لحاظ جاذبه های گردشگری دهمین کشور جهان است شما چه می گویید؟
اگر بگوییم صدمین چه؟

گفته می شود ایران به لحاظ منابع گردشگری رتبه دهم جهانی دارد. این حرف پذیرفتنی است اما دو جمله بالا، خیر.

منابع گردشگری فراوانی در ایران وجود دارد اما تا تبدیل شدن آنها به جاذبه گردشگری، کارها باید کرد. «ترین» ها در صنعت گردشگری یکی از عوامل مهم در جذب گردشگر و تبدیل شدن به جاذبه گردشگری است. یکی از این «ترین» ها، دریای خزر یا همان دریای کاسپین است. از مهمترین منابع گردشگری استانهای شمالی که به دلیل وفور زباله، نمی توانیم آنرا به جاذبه گردشگری تبدیل کنیم. این معضل را در کنار ساختمان های تازه سازی قرار دهید که هیچ همگونی با معماری بومی گیلان، مازندران و گرگان ندارند و چون سدی ناهمگون و بی قواره، جلوی چشم انداز دریای کاسپین را گرفته اند. امیدواریم شهرداران و دهیاران استانهای شمالی، بیش از این مجوز چنین ساخت و سازهایی را ندهند و روزهایی را ببینیم که همچون کشورهای مالزی و چین، ساختمانهای نافرم و بی تناسب با معماری بومی از رده خارج شوند.

در جدول زیر، دو شهر چین و هنگ کنگ در رتبه های اول تا دهم پربازدیدکننده‌ترین شهرهای جهان قرار گرفته اند.

پربازدیدکننده‌ترین شهرهای جهان

پربازدیدکننده‌ترین شهرهای جهان

تور گردشگری مد و لباس

بالاخره با همفکری استاد رشیدی عزیز و تلاش شبانه روزی گروه نوین فناوران؛ آقایان زنبوری و پژوهنده، برای نخستین بار در قاسم آباد گردشگری مد و لباس به مدت پنج روز اجرا شد.

محل برگزاری کارگاه در خانه خلاقیت بود و همکاری خانم صادقی از چادرشب بافان خلاق روستا و آقای اصلانی، مدیر موزه قاسم آباد درخور توجه بود.

گفتنی است هدف از این کارگاه، شناساندن بافت چادرشب و تکنیکهای طراحی لباس بر اساس الگوهای جهانی بود که حدود ۳۰ کارآموز از نقاط مختلف ایران، در این دوره شرکت کردند.

از همکاری و هماهنگی همه اهالی روستا، دهیاری و اداره اماکن رودسر سپاسگزاریم.

هدیه نوروزی

برای نجات کره زمین چکار کنیم؟ مهر پرستی در هزاره های گذشته در شمال ایران چگونه بوده است؟

عنوان دو کتابی که به مهمانان نوروزی هدیه کردیم. کتاب نخست را دوست گرامی گیله بوم و عکاس آقای محمود حسینی معرفی کرد و در اختیار ما گذاشت. کتاب مهرپرستی یا میترائیسم در شمال ایران نیز از تالیفات استاد میثم نواییان، از باستان شناسان دوست داشتنی است. بخوانیم تا بیشتر بدانیم.

خرد، زنده جاودانی شناس
خرد، مایه زندگانی شناس

خرد چشم جانست، چون بنگری
تو بی چشم شادان، جهان نسپری

ز هر دانشی چون سخن بشنوی
ز آموختن یک زمان نغنوی (آسوده نمانی؛ همیشه در حال آموختن باشی)

درختچه های برگ نو و کاج خمره ای نیز از هدایا بودند که به لطف همسایه عزیزمان آقای بهنام طیبی به مهمانان دادیم.

تلار و پهلوان

دورتادور خانه های گیلانی تا همین چند دهه پیش، تلار داشت. اتاق های خانه، همه به بیرون در و پنجره داشت. معمار گیلانی خوب می دانست خانه را چگونه جانمایی و مهندسی کند تا بیشترین بهره را از کمترین نسیم اطراف برد. تا با اندک وزش باد، خانه از هر طرف، کوران داشته باشد و خنک شود.

گذشت تا فریب تکنولوژی را خوردیم. اسپیلت آمد. دیوارها ایزوگام شد. تلارها از بین رفت. الگوی ساختمان سازی قوطی چوب کبریتی تهران، همه جا جاری شد. حتی گیلان هم با آنهمه شکوه خانه های گالی پوش، چوبی و پوشش زیگالی، سر فرود آورد. معماران کهن، کناره جستند و معماران همراه شدند با ظاهر پسندی ما. این شد که پایه و ارکان معماری گیلان را باطل کردیم.

حالا این اقامتگاه های بومگردی هستند که باید با همراهی همه، معماری قدیم را برگردانند، از دانش نوین بهره برند و دوباره کوران هوا را، از دامنه کوه و پهنه دریا؛ و نه از لایه های پلاستیکی و فلزی کولرها، جاری کنند.

مجتبی روشن بخش یکی از آن همه است. کشتی گیر قاسم آباد در برقراری کندوج کمک کرد، مخزن جمع آوری آب باران را به خوبی برقرار کرد و حالا در ساخت تلار گیله بوم، پیوسته کمک ماست؛ گاهی با چیدن کلان سنگها و گاه با هدایت اسب بارکش آهنین صدساله.

نقش چادرشب بر مانتو

نقش چادرشب بر مانتو

خوب یعنی همین. نقش چادرشب بر مانتوها، لباس و جلیقه ها. نقش، رخشان می شود. چون شعر رودکی است بر زبان همایون. تا به آواز پر نکشد، مقام هر دو کمی، کمرنگ است.

کاش بشود آنروز؛ و دور نیست که هنر، برای هنر شود. وقتی، نوشتیم که جای آن دارد، این نقشهای بی پیرایه بر کوی و برزن هویدا شود. پرده خانه ها، پرچم کوهنوردان، لباسی برای هر وقت و نه تنها زمان جشن ها و شادی گرفتن ها. این، خواسته زیادی برای قاسم آباد نیست.

حالا پیوند دوستی و مهرآبادی را به فال نیک گرفته ایم.

خوش است این فال و خوشا گردشگران و مهمانانی که ارج نهادند و می نهند.

تا باد، چنین بادا

تراکم فروشی، خطای همگانی

فروش تراکم خطایی همگانی است؛ یعنی از فروشنده تا سازنده آپارتمانها و مایی که بدون شناخت عواقب این امر، ساختمانها را می خریم همه شریک معامله هستیم.

تهران شهری است که به اذعان بسیاری از کارشناسان، برای راحتی خودروها طراحی و توسعه می شود نه برای نفس کشیدن و راحتی خانواده ها.

خانم گیتی اعتماد کارشناس معماری و شهرسازی در ایران و انگلیس می گوید:

شعار «قطع درختان را قطع کنید» متناقض با قطع ۱۷ هزار اصله درخت برای ساخت بزرگراه است.

پیشنهاد ایشان، قطع فروش تراکم است. اینکه منبع درآمد شهرداری باید برپایه عوارض و مالیات های معقول شهری مثل عوارض بنزین، زباله، آب، برق و تلفن باشد.

پارکینگ خودروها را پارک شادی کودکان کنیم و خودروهای شخصی را کنار بگذاریم.

منبع: چهارمین همایش ملی فن آوری های نوین ساختمانی

حیره، مهمانان عراقی و آب

پادشاهان ساسانی برای جلوگیری از تاخت و تازه اعراب بادیه نشین به داخله عراق، در سرزمین حیره واقع در غرب کشور کنونی عراق یک دولت دست نشانده عربی تاسیس کرده بودند و فرمانروایی آنرا به خاندان منذر واگذاشته بودند. در دوران خسرو انوشیروان، واقعه ای رخ داد که در اثر آن کشور یمن نیز در قلمرو دولت ایران درآمد. این واقعه و چرایی آنرا در کتاب «فرهنگ ایرانی پیش از اسلام» بخوانید تا ما هم سراغ داستانک امروزمان برویم.

مهمانانی از عراق که گفتارشان برایمان یادآور خرمشهر است. شهری با پتانسیل بسیار برای شکوفایی اقتصادی اما همچنان مظلوم. کاربرد واژه مظلوم برایمان خوشایند نیست اما ما چه کرده ایم در این سالها و آه!

پرچم ایران و عراق روی میز است. خانمی مهندس مکانیک است و شخصی، معمار. سوژه های گفت و شنود بسیار است؛ از وضع کنونی عراق تا اینکه افراد خانواده برخی‌شان از عراق، مهاجرت کرده اند.

از وضع فعلی خود ناراضی هستند. برخی می گویند در عراق نمی مانیم. دیگران هم ساکتند.

می گوییم اگر قرار باشد تمدن درخشان گذشته بازگردد و شکوفایی اقتصادی و زیست محیطی حاصل شود؛ باید بمانید و برای کشورتان کار کنید: جمله ای کلیشه ای و شاید بی مزه برای آنها.  همچنان می گوییم؛ از تمدن سومری ها، آشوری ها و بابلیان. گاه کلمه هایی به عربی و اغلب به انگلیسی.

ماذا تفعل لو کنت مثلی؟ اگر جای ما بودید چه می کردید؟

برایم جالب است که از ترکیه می گویند و آب. اینکه اگر آب این دو رودخانه کم شود، بیابان عراق در پیش است. با این جمله ها دیگر دهن بسته می شویم. واژه «بی آبان» ذهنمان را مشغول می کند: سرزمین های بی آب!

حیره، مهمانان عراقی و آب

حیره، مهمانان عراقی و آب

از روستا، دکور تولید نکنید!ا

مهمانانی از استرالیا و هلند داشتیم.

گفتگویی در مسیر چاله سرا درگرفته بود. اینکه تایلند، تایلند سابق نیست و دیگر به ندرت می‌توانید  قبایل تای و آداب و رسوم آنها را نظاره کنید.

صحبت از آنجا شروع شد که از میهمانان سابق استرالیایی دریافته بودیم که آنها ماست شیرین را بیشتر دوست دارند. به مهمانان جدید گفتیم اگر مایلید، برایتان آماده کنیم.

گفتند ماست خودتان را بیاورید. این آغاز کلام بود و همینگونه ادامه دار شد تا به تایلند رسید که به گفته آنها، بر اساس ذایقه و لذت گردشگران تغییر هویت داده است و فرهنگ اصیل، کمرنگ تر شده است.

ناخودآگاه و برای چندمین بار به یاد سخنان دکتر طالقانی می افتیم.

می گفت از روستا دکور تولید نکنید؛ آنچه بوده را، از معماری و آیین و فرهنگ، بنمایانید و با تاریخ و گذشته نزدیک خود، آشتی کنید.

۱ ۲