تلار و پهلوان

دورتادور خانه های گیلانی تا همین چند دهه پیش، تلار داشت. اتاق های خانه، همه به بیرون در و پنجره داشت. معمار گیلانی خوب می دانست خانه را چگونه جانمایی و مهندسی کند تا بیشترین بهره را از کمترین نسیم اطراف برد. تا با اندک وزش باد، خانه از هر طرف، کوران داشته باشد و خنک شود.

گذشت تا فریب تکنولوژی را خوردیم. اسپیلت آمد. دیوارها ایزوگام شد. تلارها از بین رفت. الگوی ساختمان سازی قوطی چوب کبریتی تهران، همه جا جاری شد. حتی گیلان هم با آنهمه شکوه خانه های گالی پوش، چوبی و پوشش زیگالی، سر فرود آورد. معماران کهن، کناره جستند و معماران همراه شدند با ظاهر پسندی ما. این شد که پایه و ارکان معماری گیلان را باطل کردیم.

حالا این اقامتگاه های بومگردی هستند که باید با همراهی همه، معماری قدیم را برگردانند، از دانش نوین بهره برند و دوباره کوران هوا را، از دامنه کوه و پهنه دریا؛ و نه از لایه های پلاستیکی و فلزی کولرها، جاری کنند.

مجتبی روشن بخش یکی از آن همه است. کشتی گیر قاسم آباد در برقراری کندوج کمک کرد، مخزن جمع آوری آب باران را به خوبی برقرار کرد و حالا در ساخت تلار گیله بوم، پیوسته کمک ماست؛ گاهی با چیدن کلان سنگها و گاه با هدایت اسب بارکش آهنین صدساله.

جواب داد

زباله اگر قرار است بازیافت شود، باید به خوبی تفکیک شود تا انرژی مضاعفی برای تفکیک مجدد صرف نشود. سرانجام با در نظر گرفتن دو سطل زباله در هر اتاق گیله بوم برای زباله خشک و تر، جواب گرفتیم. اکنون دیگر بسیاری از مهمانان رعایت می کنند و کار ما را در تفکیک، راحت تر کرده اند. سپاس از همگی شما

سالهاست که کثیفی سواحل و رودخانه ها، دغدغه اغلب ما شده است. یکبار از مهمانانی از هلند چیز خوبی یاد گرفتیم. گفتند مادامیکه سطل های زباله خیابان و ساحل در دسترس نباشند، نتیجه همین خواهد بود.

حالا مهمانان زیادی می بینیم که کیسه پلاستیکی را قبول نمی کنند و خود چنین کیسه هایی همراه خود دارند. ما در اقامتگاه های بومگردی که مهمان شدیم شاهد هیچ سفره یا ظروف یکبار نبودیم. امیدواریم روزی این قانون، در هتل ها و رستورانهایی که صدها لایه پلاستیکی یکبار مصرف روی میزها پهن کرده اند، جاری شود. خبر خوشایندی است که می شنویم بسیاری از مسافران، دیگر روی چنین میزهایی غذا نمی خورند.

طعم آزادی

چند روزی است دیگر در جویبار گیله بوم، آبی جاری نیست. ته مانده های آب، فقط جای جای آن مانده است. همه محل میگویند نسبت به پارسال، آب کمتر است.

چند ماهی خاکی رنگ در ته مانده های آب، چند روزی گرفتارند. امروز صبح، گرفتیمشان. در تنگ شیشه گذاشتیم و عصر در دریا رها کردیم.

کافه نصرتی

گاهی مهمانانی داریم در گیله بوم که بی تلویزیونی را بر نمی تابند؛ به ویژه آنکه بازی فوتبال یا چیزی دیگر را پیگیری کرده باشند. کافه نصرتی پاتوقی برای نشستن، غذا خوردن و محو شدن در فضای گفتگوهای گیلکی است. تلویزیون هم دارد.
صاحبش، خوش برخورد است و پرلبخند. هرگز حتی چهره جدی وی را ندیده ایم. حس می‌کنی در مغازه خودت هستی. خیلی چهره های معروف قاسم آباد را در این مغازه می بینی. به تازگی، دیوار کافه مجاور خود را با چادرشب آرایش کرده است. ساده است و صمیمی و بی شک؛ از جاذبه های خاص قاسم آباد.

تفکیک زباله

بهینه کردن مصرف انرژی، اساس اغلب فعالیتهای سبز است. در نظر بگیرید چربی غذا و بقایای مرغ و ماهی با بطری های  پلاستیکی مخلوط شده است. برای بازیافت، باید بطری ها شسته شوند و چربی زدایی شود. انرژی فراوانی برای پاکسازی قوطی ها مصرف می شود. علاوه بر انرژی، آب فراوانی حاوی مواد شوینده نیز مصرف می شود. همچنین باعث زحمت مضاعف همنوعان خود شده ایم.

در اقامتگاه های بومگردی، باید مهمانان را به نحوی آگاهانید تا با خود زباله کمتری به اقامتگاه ها بیاورند. در طول اقامت آنها، باید به روش موثری از اهمیت تفکیک و بازیافت زباله سخن گفت. جعبه های رنگی ویژه تفکیک زباله باید در هر اتاقی موجود باشد.

همچنین باید مکان ویژه ای برای تفکیک زباله های خشک و دفن زباله های خیس در نظر گرفته شود.

بهتر است مشوقی برای مهمانانی که زباله های خود را با خود برمی گردانند در نظر گرفته شود. این مشوق میتواند برابر با هزینه ای باشد که برای تفکیک و بازیافت زباله های آنها مصرف می شود.

منبع: دستورالعمل طراحی، ایجاد و راه اندازی اقامتگاه های بومگردی

لشت نشا

شهری است در شمال شرق کوچصفهان و نزدیک به رودخانه سفید رود و تالاب بوجاق.

افسانه لشت نشا نیز حکایت دلیری زنان گیلان است.

مروان شاه حاکمی است که ظلم را به جایی رسانده است که جارچیان پیغام میدهند به حکم حاکم، زنان زیبارو باید روانه حرمسرای شاهی شوند. زنان گیل به خواست شاه گردن می نهند با این شرط که شاه باید به کشتزار بیاید و زنان را در حال کشت برنج ببیند و انتخاب کند. در پی حضور شاه در کشتزار، در اقدامی هماهنگ، هزاران گلوله گلی به شاه و اطرافیانش پرتاب می شود و بعد از چندی، شاه و همراهانش را زیر انبوهی از گل، مدفون می کنند.

از آن پس این منطقه به نام «لش در نشا» یا لشت نشا خوانده می شود. گفته می شود این واقعه پس از قرن سوم هجری رخ داده است اما تاریخ دقیق آن مشخص نیست.

منبع: کتاب زندگی زنان گیلان، مولفان: شادی پیروزی و هادی میرزانژاد موحد از مجموعه دانشنامه فرهنگ و تمدن گیلان

Unterwegs im Iran

سال پیش بود. خانم و آقایی از یک آژانس مسافرتی آلمانی برای دیدار گیله بوم و آشنایی با کسب و کار زنان روستایی پیش ما آمدند.

گیله بوم را دیدند و غذایی خوردند. بعد، از چند مزرعه و کارگاه چادرشب بافی دیدن کردند. قول دادند برمی گردند و در نشریه خود، در مورد قاسم آباد و زنان، می نویسند.

امسال یک عکاس ایرانی و یک نویسنده آلمانی، زودتر آمدند. جنگل رفتیم. چادرشب بافی دیدیم. مزرعه چای، باغ های پرورش گل و درخت، شالیزار.

رفتند. نوشتند. معرفی کردند. حالا وظیفه ما چه سنگین تا قاسم آبادی، آبادتر و زیباتر از همیشه، به جهان بشناسانیم.

نقش چادرشب بر مانتو

نقش چادرشب بر مانتو

خوب یعنی همین. نقش چادرشب بر مانتوها، لباس و جلیقه ها. نقش، رخشان می شود. چون شعر رودکی است بر زبان همایون. تا به آواز پر نکشد، مقام هر دو کمی، کمرنگ است.

کاش بشود آنروز؛ و دور نیست که هنر، برای هنر شود. وقتی، نوشتیم که جای آن دارد، این نقشهای بی پیرایه بر کوی و برزن هویدا شود. پرده خانه ها، پرچم کوهنوردان، لباسی برای هر وقت و نه تنها زمان جشن ها و شادی گرفتن ها. این، خواسته زیادی برای قاسم آباد نیست.

حالا پیوند دوستی و مهرآبادی را به فال نیک گرفته ایم.

خوش است این فال و خوشا گردشگران و مهمانانی که ارج نهادند و می نهند.

تا باد، چنین بادا

از باران تا درخت

حالا دیگر مسعود را با این عنوان می شناسیم. دوچرخه سواری مازندرانی که روز دوم اقامت در گیله بوم پرسید:
-اگه کاری دارید بگید.
ما هم گفتیم بله، باید چاه عمیقی برای مخزن جمع آوری آب باران بکنیم. مشغول شد با همرکابش و مهمانی از پرتقال، که پیشتر داستانکش را نوشتیم.
مسعود حالا در آلمان تحصیل میکند. مهندسی خانه های سبز. دوباره پیش ما آمد. پنجاه نهال چندساله برگ نو و کاج خمره ای از گیله بوم درآوردیم و به وی هدیه کردیم تا راهی مازندران کنیم و در باغ خود بکارند. این درختان، لانه پرندگان خواهند شد.
مسعود عزیز، خانه های سبز را با درختکاری آغاز کرده است و برای زیباتر کردن آشیانه ها، نهالهایی زینتی نیز از همسایه مهربانمان، خاله فاطمه و آقا مهدی خرید.

درود بر مسعود و همه سبزاندیشان

که مازندران شهر ما یاد باد
بر و بومش همواره آباد باد

بطری بطری جمع شود؛ وانگهی مخزن شود

 حالا زمستان رسیده است و باران و برف می بارد. چهار ماه پیش را به یاد بیاوریم. کمبود آب در قاسم آباد جدی بود.

همیشه به چیزهایی که سریع تبدیل به زباله می شوند فکر می کنیم. اینکه چگونه میتوان از آنها دوباره استفاده کرد. گفته بودیم این بطری های یکبار مصرف را از وسط نصف می کنیم و نشا برگ نو به مهمانان هدیه می دهیم.

 حالا مدتی است این بطری ها، ظرفیت جمع آوری آب باران را افزایش داده اند. بطری ها را از آب باران پر می کنیم و کنار هر درختی میگذاریم. تابستان، وقتی مهمانان و به ویژه کودکان آمدند، به آنها می گوییم بطری ها را باز کنند و درختان را سیراب کنند.

 زمستان، فکر تابستان باشیم. وقتی گاز نبود، ما هیزم زمستان را در تابستان تهیه می کردیم. حالا که باران کم است، آب تابستان را در زمستان تهیه می کنیم.

ظرفیت آبگیری گیله بوم تاکنون
۱۲۵۰۰ لیتر مخزن پلی اتیلن سه لایه
۳۵۰ لیتر گالن پلی اتیلن تک لایه
۱۰۰ لیتر بطری های نیم لیتری تا دو لیتری
مجموع تاکنون: ۱۲۹۵۰ لیتر

تاریخ اندازه گیری: 8 بهمن ماه 96

بطری بطری جمع شود؛ وانگهی مخزن شود

بطری بطری جمع شود؛ وانگهی مخزن شود

۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۱۴