سیگار

نه، نمی خواهیم چیزی اندر معایب آن بگوییم. داستان سهراب را شنیده اید. می گفت زمانی به سر مزرعه پیرمردی رفته بود. پیرمردی خسته و عرق ریزان. بعد از سلام و احوالپرسی، از سهراب پرسیده بود سیگار داری؟

نداشت و افسوس خورده بود. می گفت بعد از آن، هرکجا می رفته پاکتی سیگار همیشه همراهش بوده.

امروز صبح، هوا بارانی است. صحنه تکرار شده است.
تازه از بیرون برگشته ام. مهمان میانسالی می پرسد:
– این نزدیکی فروشگاه کجاست؟
– بعد از زمین فوتبال، نبش جاده اصلی روستا.

-نزدیکتر نیست؟
-نه
مکثی میکنم و می پرسم:

– چی نیاز دارید؟
-میخواستم سیگار بگیرم.

وقت تکرار خاطره است. برایش آوردم. لبخندش، هزار بار طلاست.

زنده باد یاد سهراب سپهری

لیسه (Slug)

بسیاری از ما هنوز فرق حلزون با لیسه را نمی دانیم! حتی گاهی فکر می کنیم زالو هستند.

لیسه‌ها و حلزون‌ها هر دو از شکم پایان هستند. حلزون ها صدف دارند اما لیسه ها ندارند.

رنگ حلزون‌ها معمولاً قهوه‌ای یا کرم و طول آنها بین 2 تا 5 سانتی متر است. لیسه‌ها خاکستری، قهوه‌ای، قهوه‌ای مایل به نارنجی و لیسه های جنگل های هیرکانی ترکیب کرم و نارنجی یا زرد کم رنگ هستند و اندازه آن‌ها بین 1 تا 15 سانتی متر است. بدن هر دو جانور از یک سر، یک پا و یک بافت پوشانده تشکیل شده است که همه اندام‌های داخلی بدن را در بر می‌گیرد.

سر حلزون دارای دو جفت شاخک به شکل آنتن است. هر یک از شاخک‌های بالایی، به یک برجستگی کوچک ختم می‌شود که چشم جانور را تشکیل می‌دهد و دید بسیار محدودی دارد. حلزون‌ها و لیسه‌ها دو شاخک حسی نیز دارند که معمولاً کوچک‌تر هستند. این شاخک‌ها در تشخیص مکان و بو‌های محیط و جهت یابی به آنها کمک می‌کنند.

دهان حلزون زیر دو شاخک کوچک قرار دارد. حلزون زبان زبر و رنده مانندی دارد. روی کمر لیسه‌ها، پوششی از گوشت ضخیم وجود دارد که از اعضای داخلی بدن جانور محافظت می‌کند. در حلزون، این پوشش گوشتی داخل صدفی به شکل مارپیچ قرار دارد و به همین دلیل به آنها حلزون مارپیچ می‌گویند.

حلزون از این صدف برای محافظت از خود در برابر دشمنانش استفاده می‌کند. در ضمن این صدف به او کمک می‌کند تا هنگام خشکی‌های طولانی مدت، به محیطی مرطوب پناه ببرد.

برخی از حلزون‌ها دریچه کوچکی می‌سازند و هرگاه که به صدفشان پناه می‌برند، با آن دهانه صدف را می‌بندند. با مشاهده حلزون و لیسه از نزدیک، منافذ کوچکی می‌توان دید که این منافذ نزدیک سر قرار دارند و منافذ تناسلی نامیده می‌شوند. مجرای تنفسی نیز در کنار همین منافذ است.

جانور از این محل جفت گیری می‌کند و تخم می‌گذارد. جالب است بدانیم حلزون‌ها دو جنسی هستند، یعنی هر کدام هم نر هستند و هم ماده، ولی برای تولید مثل باید جفت گیری کنند. حلزون از منفذی تنفس می‌کند که نزدیک صدف است و با شش‌ها در ارتباط است.

از منفذ دیگری که به روده مربوط است، فضولات خارج می‌شود. حلزون‌ها و لیسه‌ها مایع چسبناکی ترشح می‌کنند که به آنها کمک می‌کند تا هنگام حرکت، حتی روی سطوح زبر، زخمی نشوند.‏

حلزون‌ها رطوبت را دوست دارند و بیشتر در جنگل‌های مرطوب، کنار گودال یا لب آب یافت می‌شوند.‏

رفتگرهای طبیعت

لیسه و حلزون در طبیعت نقش مهمی دارند. رفتگر‌های واقعی طبیعت هستند و با خوردن برگ، قارچ و بسیاری از گیاهان مرده، بدون وقفه محیط را تمیز می‌کنند. گیاهان زنده را هم دوست دارند. در باغ‌هایی که خیلی مرطوب هستند، گیاهانی مثل کاهو، کلم و برگ پرتقال را می خورند. در گیلان، اردک‌ها مسوول پاکسازی لیسه ها و حلزون ها هستند. شاید صحنه هایی دیده باشید که اردکها، حلزون را قورت میدهند.

منبع: iranpest.blogsky.com

تراکم فروشی، خطای همگانی

فروش تراکم خطایی همگانی است؛ یعنی از فروشنده تا سازنده آپارتمانها و مایی که بدون شناخت عواقب این امر، ساختمانها را می خریم همه شریک معامله هستیم.

تهران شهری است که به اذعان بسیاری از کارشناسان، برای راحتی خودروها طراحی و توسعه می شود نه برای نفس کشیدن و راحتی خانواده ها.

خانم گیتی اعتماد کارشناس معماری و شهرسازی در ایران و انگلیس می گوید:

شعار «قطع درختان را قطع کنید» متناقض با قطع ۱۷ هزار اصله درخت برای ساخت بزرگراه است.

پیشنهاد ایشان، قطع فروش تراکم است. اینکه منبع درآمد شهرداری باید برپایه عوارض و مالیات های معقول شهری مثل عوارض بنزین، زباله، آب، برق و تلفن باشد.

پارکینگ خودروها را پارک شادی کودکان کنیم و خودروهای شخصی را کنار بگذاریم.

منبع: چهارمین همایش ملی فن آوری های نوین ساختمانی

بنزوات سدیم

بنزوات سدیم سمی است و به مرور، سرطانزا.

سلولهای کبد را متلاشی می کند و به عنوان ماده نگهدارنده در نوشابه ها استفاده می شود.

این ماده، مانع نشست کلسیم بر روی سطوح استخوانی می شود. ترشی، آب میوه، سس و مرباهای صنعتی دارای این افزودنی هستند.

منبع: آشنایی با تغذیه و طب ایرانی، محمد عزیزخانی

سرزمین های اشغالی

وقتی پاییز است، درختان خوابند. آرام قدم بزنیم. کمتر بوق بزنیم.

وقتی پاییز است، پرندگانی کوچ می کنند تا خوراک بیابند. خوراکشان گاهی، روی درختان است. درختان را نگهداری کنیم.

وقتی پاییز است، خانه حیوانات و پرندگان باز تنگتر شده است چون هرسال خانه های زیادی می سازیم.

کاش پاییزی بیاید تا در آن، سرزمین های اشغالی را پس دهیم.

بی راهه های تکنولوژی

به کمک تکنولوژی، ابزارها و ماشین هایی خلق می کنیم که کارمان را راحت تر کنیم اما همانطور که میدانیم خطرهای آنهم کم نیست.

عکس برداری هوایی و کاوش ها از دشت های بالاکوهی پرو و بولیوی نشان داده است که در حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد، در منطقه اطراف دریاچه تی تی کا، حداقل هشتاد هزار کیلومتر مربع اراضی مزروعی وجود داشته که به صورت کرت بندی بلند (raised fields) سامان یافته بود. یعنی سطوحی زراعی که از زمین های اطراف بلندتر است و از خاک‌هایی درست شده که از بستر جوی های آبیاری ایجاد شده است.

این شیوه کشاورزی کاملا با ارتفاع ۴۰۰۰ متری و شرایط منطقه ای و سنت محلی کشت گیاهان غده ای انطباق داشت. اما پانصد سال پیش که اینکاها این منطقه را فتح کردند این روش کشاورزی رها شد.

استفاده از روش های مدرن کشاورزی هم که بر پایه به کارگیری ماشینهای سنگین، کود شیمیایی، آبیاری و گیاهان وارداتی استوار بود در این زیست محیط ناکام ماند.

باستان شناسان وارد شدند و فقط به کمک ابزارهای سنتی تعدادی از کرت های بلند را خاکبرداری و مرتب کردند و در آن سیب زمینی و دیگر گیاهان غده ای سنتی کاشتند.

طی این سالها نه خشکسالی شدید، نه یخبندان و نه سیلهای عظیم هیچ‌یک بر کشتزارها تاثیری نداشت و محصول این مزارع حدود هفت برابر مزارع دیم بوده است.

هم اکنون به واسطه تلاش های باستان شناسان روستاهای زیادی با هزاران نفر جمعیت به روش نیاکانشان کشاورزی می کنند و مساله چاقی به طرز چشمگیری کاهش یافته است!!

منبع: باستان شناسی، اثر پل بان، نشر ماهی

کریدور

سادگی این بازی، جذابش کرده است. چیزی که مهمتر است اینکه حریف را نمی توانی حذف کنی؛ یعنی مثل شطرنج، برد با حذف تدریجی مهره ها و بالاخره شاه نیست بلکه باید به یکی از خانه های ردیف آخر و مقابل خود برسید. یک مهره بیشتر ندارید و ده دیواره. این دیواره ها، حکم لحظات زندگی هستند. برگشت ناپذیرند و تا آخر بازی، تغییر نمی کنند.

یک مهره را حرکت می دهید یا اینکه دیواره می گذارید. گاهی از دیواره های حریف استفاده می کنید که مسیر خود را بسازید. دیواره هایی که برای سد راه شما کاشته شده، به کمکتان می آید.

گاهی تمرکز، روی طولانی تر کردن مسیر حریف می کنید اما توجه کنید که منابع، یعنی همان دیواره ها محدود است. گاهی شده است که فقط مهره جابجا می کنید و دیواره های حریف کمتر و کمتر می شود و شما با کمترین مصرف دیواره، بازی را برنده می شوید.

گاهی عقب نشینی بهترین راهبرد است. به این نتیجه می رسید که شیوه بازی رقبا تاحدودی بیانگر شیوه زندگی آنهاست. اینکه چگونه راه خود را می سازند؛ در بحران چگونه عمل می کنند و تا چه حد، استقامت دارند.
یک بازی خوب برای هر جا. چند سال است که جزو بازی های اصلی گیله بوم است. این بازی هدیه ای از شرکت توسن بود. در گیله بوم خوش نشست. مهمانانی داریم که با این بهانه، پیش ما می آیند.

هرچه فکر بدیل بیشتر داشته باشید، احتمال برنده بودن بیشتر است. شده است که بعد از یاد دادن این بازی به دوستی یا مهمانی، دیگر نتوانسته ایم حریفش شویم.

در این لینک می توانید نحوه بازی را آنلاین ببینید.

پس چه کنیم؟! کجا می رویم؟

از کنترل و کاهش جمعیت؛ بهبود الگوی مصرف آب در کشاورزی، برداشتن سدها، پرکردن چاه های عمیق، حذف تولید محصولات آب بر یا غیره بارها شنیده ایم و بیشترمان اندک تلاشی نکرده ایم.

همچنان کالاهای رنگ به رنگ و گاه بدون نیاز به آنها می خریم و در  منزل، انبار میکنیم. دور نخواهد بود که کالاها برچسب یا حسگری داشته باشند که نشان دهد برای تولیدشان چقدر سوخت و آب مصرف شده و چقدر آلودگی ایجاد کرده اند.

شاید برایتان جالب باشد که یکی از آلوده ترین کالاهای مصرفی و گاه تجملاتی، خودروها هستند؛ چه هنگام ساخت و چه هنگام بهره بری. با این توصیف، رویکرد شما چیست؟

شما از تجربه خود بگویید. ما هم می گوییم در گیله بوم چه می کنیم.

آلودگی

آلودگی

حیره، مهمانان عراقی و آب

پادشاهان ساسانی برای جلوگیری از تاخت و تازه اعراب بادیه نشین به داخله عراق، در سرزمین حیره واقع در غرب کشور کنونی عراق یک دولت دست نشانده عربی تاسیس کرده بودند و فرمانروایی آنرا به خاندان منذر واگذاشته بودند. در دوران خسرو انوشیروان، واقعه ای رخ داد که در اثر آن کشور یمن نیز در قلمرو دولت ایران درآمد. این واقعه و چرایی آنرا در کتاب «فرهنگ ایرانی پیش از اسلام» بخوانید تا ما هم سراغ داستانک امروزمان برویم.

مهمانانی از عراق که گفتارشان برایمان یادآور خرمشهر است. شهری با پتانسیل بسیار برای شکوفایی اقتصادی اما همچنان مظلوم. کاربرد واژه مظلوم برایمان خوشایند نیست اما ما چه کرده ایم در این سالها و آه!

پرچم ایران و عراق روی میز است. خانمی مهندس مکانیک است و شخصی، معمار. سوژه های گفت و شنود بسیار است؛ از وضع کنونی عراق تا اینکه افراد خانواده برخی‌شان از عراق، مهاجرت کرده اند.

از وضع فعلی خود ناراضی هستند. برخی می گویند در عراق نمی مانیم. دیگران هم ساکتند.

می گوییم اگر قرار باشد تمدن درخشان گذشته بازگردد و شکوفایی اقتصادی و زیست محیطی حاصل شود؛ باید بمانید و برای کشورتان کار کنید: جمله ای کلیشه ای و شاید بی مزه برای آنها.  همچنان می گوییم؛ از تمدن سومری ها، آشوری ها و بابلیان. گاه کلمه هایی به عربی و اغلب به انگلیسی.

ماذا تفعل لو کنت مثلی؟ اگر جای ما بودید چه می کردید؟

برایم جالب است که از ترکیه می گویند و آب. اینکه اگر آب این دو رودخانه کم شود، بیابان عراق در پیش است. با این جمله ها دیگر دهن بسته می شویم. واژه «بی آبان» ذهنمان را مشغول می کند: سرزمین های بی آب!

حیره، مهمانان عراقی و آب

حیره، مهمانان عراقی و آب

جمع آوری آب باران

جمع آوری آب باران

جمع آوری آب باران شیوه ای بسیار قدیمی است که به دلیل کیفیت فوق العاده آب باران و علاقمندی جامعه جهانی برای کاهش مصرف منابع آب زمینی، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.
آب باران، خالص است و دارای پتانسیل هیدروژنی یعنی PH خنثی است. عاری از هر گونه املاح، نمک و آلودگی های انسانی یا غیر انسانی است. به همین دلیل، طول عمر سیستم های لوله کشی، اتصالات و شیرهای آب بیشتر می شود و هزینه های نگهداری و تعمیر کاهش می یابد. به دلیل خواص پاکسازی و رسوب زدایی بدن، طرفداران مصرف آن بیشتر شده است و خوشمزه است.

شواهد باستانشناسی نشان می دهد جمع آوری آب باران حداقل از ۴۰۰۰ سال پیش انجام می شده است و تا ۶۰۰۰ سال در بین چینیان رواج داشته است. بقایایی از محوطه هایی شیب دار برای جمع آوری آب باران در فلسطین یافت شده است که برای مصارف کشاورزی و اقتصادی استفاده می شده است.

این کار با مشارکت مهمانی از کشور پرتغال و دو دوچرخه سوار مازندرانی و تهرانی آغاز شد. 

بسیار مهم است که  اقامتگاه های بومگردی به عنوان الگو، چنین مکانیزمی را در دستور کار خود داشته باشند.

۱ ۲ ۳ ۱۱