Unterwegs im Iran

سال پیش بود. خانم و آقایی از یک آژانس مسافرتی آلمانی برای دیدار گیله بوم و آشنایی با کسب و کار زنان روستایی پیش ما آمدند.

گیله بوم را دیدند و غذایی خوردند. بعد، از چند مزرعه و کارگاه چادرشب بافی دیدن کردند. قول دادند برمی گردند و در نشریه خود، در مورد قاسم آباد و زنان، می نویسند.

امسال یک عکاس ایرانی و یک نویسنده آلمانی، زودتر آمدند. جنگل رفتیم. چادرشب بافی دیدیم. مزرعه چای، باغ های پرورش گل و درخت، شالیزار.

رفتند. نوشتند. معرفی کردند. حالا وظیفه ما چه سنگین تا قاسم آبادی، آبادتر و زیباتر از همیشه، به جهان بشناسانیم.

الک و دولک

چوب دستی بزرگ، چند ترکه چوب و تعدادی سنگ که در دو طرف روی زمین می نهی و ترکه را روی سنگها می گذاری. با چوب دستی ضربه ای به زیر ترکه ها می زنی تا به آسمان جهد. حالا نوبت شکار ترکه با چوب دستی است. هم باید شکارش کنی و هم تا حد امکان، دورتر پرتابش کنی. برنده که شدی، خر سواری میکنی. یعنی بازنده، برنده را تا محل پرتاب، کولی می دهد. این ساده ترین شکل بازی است.

این بازی در خیلی مناطق طرفدار دارد و معمولا شیوه های ضربه زدن و پرتاب کردن و نوع بازی هم تفاوتهایی دارد. اگر ترکه پرتاب شده را حریفان در هوا بگیرند، بازیکن سوخته است. بنابراین ردیابی ترکه پرتاب شده، حواس جمع و دقت و انعطاف پذیری خوبی میخواهد. به نظر کاملا فنی جنگجویانه یا مدافعانه بوده است. شاید یادآور دوره شکار.

در جنگل پیمایی، گاه در استراحت بین راه، بازی می کنیم. ورزش جسم و مغز است.

اینبار با مهمانی از آلمان و دوست خوبمان رامین خوسفیان. مهمان آلمانی می گفت این بازی را به شیوه ای دیگر در کشورشان انجام می دهند. بازی جالبی که تاریخ انقضا ندارد.

به قول آقا حکیم: ” اين بازي بومي محلي به سه اسم معروف بود: گوله گاچ، گول باله، و درمنطقه ملك ميان يا شاه نظرمحله عليا معروف به ايشكركه”

از اینستای کندوج پیغام میرسه که در گیلان به این بازی میگفتن: “آکوله یا الی ملی کو”، در قسمتهایی که از غرب گیلان هم می گفتن: “پیله دسته یا چومبال”

اکوکلبه

اکوکلبه

اکوکلبه ، کلبه ای چهار نفره با دیوارهای کاهگلی حالا چند نوبت پذیرای میهمانان گیله بوم شده است

گاراژ بود. کرکره داشت. الوارهای طولی روی دیوار با سیم خاردار و سیم مسی ثابت شده بودند. انبار خوبی بود. بالا پایین‌ها رفتیم .

نخاله‌های مازاد را کف آن ریختیم و به مرور سیمان کردیم. دیوار جلو را بلوک به بلوک چیدیم و طاق زدیم و دروازه را جا زدیم. کرکره را پایین کشیدیم.

کفپوشی از حصیر و نمد انداختیم. دروازه و پنجره‌های چوبی را جا زدیم. سقفی با تیرهای چوبی. تخته‌ها را حسابی سیلر زدیم، میخکوبی کردیم و با کاهگل سراسر آنرا پوشاندیم. پرده‌هایی از جنس چادر شب دوختیم و با یک بخاری هیزمی آراستیم.

پنجره شرقی برای آن گشودیم تا هوا بهتر جابجا شود و به خنکای داخل آن کمک کند. برای راحتی مهمانان، آنرا با سه تختخواب مجهز کردیم.

برای ورودی، پله ای نیست و سطحی شیب دار است؛ عرض در ورودی توالت یک متر است؛ کف کلبه با قاب دروازه همتراز است؛ درون توالت دستگیره هایی دور تا دور توالت فرنگی نصب کردیم و اینها همه برای آن بود که نیم نگاهی به ویلچرنشینان داشته باشیم.

حالا دیگر اکوکلبه، فضای اقامتی اختصاصی به شمار می رود، پس نیاز به سرویس بهداشتی مجزایی داشت، این امر را در دستور کار خود قرار دادیم و در تابستان 96 آنرا محقق کردیم.

می‌خواهیم با دانش بومی و فناوری روز، به تدریج کلبه‌ای کنیم دوست دار محیط زیست و خانه‌ی دوست.

این کلبه ما را همیشه به یاد دوستان و مسافران خوب گیله بوم خواهد انداخت که پیشنهادش را داده بودند.

بر درش برگ گلی می‌رویانم              روی آن با قلم سبز بهار

می‌نویسم ای یار                               خانه ما اینجاست

تا که سهراب نپرسد دیگر                خانه دوست کجاست؟

مراحل ساخت اکوکلبه را در تصویر زیر مشاهده کنید:

مراحل ساخت و تجهیز اکوکلبه

مراحل ساخت اکوکلبه

کار در گیله بوم

آیا شما هم از زندگی در تهران خسته شده اید و دوست دارید چند روزی در یک روستا زندگی کنید؟ دوست دارید هوای تازه تنفس
کنید و در هوای سالم کار کنید؟ دست به بیل بزنید؟ گل بکارید؟ باغبانی کنید؟ کار کنید آن هم از نوع غیر شهری؟

پس به ما بپیوندید………
می خواهیم با کمک شما کاهگل درست کنیم، کاهگل کاری کنیم تا کلبه ای گلی را در گیله بوم آماده کنیم.
می خواهیم به محل سل یا آبگیر شالیزارها برویم. گالی جمع کنیم و سقف کلبه را مثل معماری قدیم گیلان، گالی پوش کنیم.
اگر علاقمندید شاگردی کنید یا که خود اوستا کار هستید به کمک شما بله خود شما! نیازمندیم. کارها فراوانند. بیایید تا از نزدیک آشنا شوید و انتخاب کنید.
اسکان شما با گیله بوم، خورد و خوراک هم. در عوض با هم رفیق می شویم، از هم یاد می گیریم، ایده های جدید می پرورانیم، و حرکت های جدیدی را رقم میزنیم.
حداقل سه روز با ما باشید. بیل بزنید، شلتوگ و گالی ببرید و با فرقون حمل کنید. گل لگد کنید و کاهگل کاری کنید. میخ کوبی و تخته بندی.
منتظر معرفی کارهای دیگر گیله بوم باشید.

فوجی

سال پیش میوه نداد هرچند شکوفه داشت. برخی می‌گفتند نر است و باید از ریشه کند و جایگزینش کرد. ما نکندیم. قشنگ است. برگهایش از رو سبز تیره و از زیر سفید است.

نخستین میوه‌ها را که دیدم بال درآورده بودم از شادی، غیر منتظره بود. خرمشهر هم که بودم درختان خرما را که نر بودند بیشتر خشک می‌کردند، حالی که درخت خرما زیبایی شگفت آوری دارد. ساقه و برگ ارزشمندی دارد.

بعد فهمیدم فوجی یکی از میوه‌های گران است و گفته می‌شود درمان خوبی برای کاهش جذب چربی در بدن است. کمپوست خوبی دور درخت ریختیم و از این پس، بیشتر مراقب خواهیم بود.

ریشه‌ای خاص را در تلار گیله بوم آویزان کرده‌ایم که یادآور آنست که هیچ گیاهی را نباید ریشه کن کنیم. با همین دلیل، درختچه‌ها و نهال‌های پراکنده و خودرو را در حیات گیله بوم جابجا می‌کنیم. در گیله بوم، پرچینی داریم از ورودی دروازه تا اکوکلبه به شکل منحنی از درختچه‌های برگ نو، همه از قسمت‌های مختلف حیات جابجا شده اند. حالا تا یک و نیم متر قد کشیده‌اند. دورتادور دیوار حیات را نیز درختکاری کرده‌ایم. امسال ردیف دوم درختکاری را آغاز می‌کنیم.

فوجی

فوجی

حصیر بافی

فرش تمام اتاق‌ها و ایوان خانه‌های مردم گیلان تا 50 سال پیش حصیر بوده است. حصیر کف پوش اکوکلبه و تلار در گیله بوم است. این حصیرها در روستاهای اطراف لنگرود بافته می‌شوند.

حصیر بافی

حصیرهای لنگرود کفپوش گیله بوم