روکش کامیون پشت مسافرسویسی

چیزی هم نمی گوید تا اینکه در مسیر جنگل برایمان جلب توجه می کند. ساکی که بندش، کمربند خودرو است و از جنس روکش کامیون است. به این ساک دل بسته است و می‌گوید دوست دارد از ناچیز، طلا بیافریند و از کاه، کوه.  با این کارها، زمین بهتر نفس می کشد.

خیلی چیزها را قبل از اینکه بخرد، فکر می کند که خود چگونه درست کند یا از چه کسی و از چه مواد کهنه یا دور ریزی بهره گیرد. فکری زیبنده با هدف کاهش هزینه ها و افزایش نوآوری ها. درود بر مهمانان خلاق و زمین دوست.

اتاق زیرشیروانی گیشار

اتاق زیرشیروانی گیشار

گیشار را خیلی ها که می دیدند می گفتند اتاق زیرشیروانی اش کنید.

 طبقه دوم، رو به سمت قله گیشار، بام قاسم آباد.

در قاسم آباد به دخترانی که دامن محلی بلندی می­ پوشیدند گیشه می­ گفتند. گیشار یعنی مانند گیشه

 نخستین روز که مهمان گرفتیم، خستگی از تنمان درآمد هرچند نصفه شب آمد و خوابمان را ناخواب کرد.

گیشار، دیوارهایش چوب است، سقفش هم. یک تخته است. پرده ها از جنس چادرشب و رخت آویز از شاخه پرتقال.

حالا گیله بوم، شش اتاق پذیرش دارد: سماموس، تلار، خوتکا، جورخانه، اکوکلبه و گیشار

هدیه نوروزی

برای نجات کره زمین چکار کنیم؟ مهر پرستی در هزاره های گذشته در شمال ایران چگونه بوده است؟

عنوان دو کتابی که به مهمانان نوروزی هدیه کردیم. کتاب نخست را دوست گرامی گیله بوم و عکاس آقای محمود حسینی معرفی کرد و در اختیار ما گذاشت. کتاب مهرپرستی یا میترائیسم در شمال ایران نیز از تالیفات استاد میثم نواییان، از باستان شناسان دوست داشتنی است. بخوانیم تا بیشتر بدانیم.

خرد، زنده جاودانی شناس
خرد، مایه زندگانی شناس

خرد چشم جانست، چون بنگری
تو بی چشم شادان، جهان نسپری

ز هر دانشی چون سخن بشنوی
ز آموختن یک زمان نغنوی (آسوده نمانی؛ همیشه در حال آموختن باشی)

درختچه های برگ نو و کاج خمره ای نیز از هدایا بودند که به لطف همسایه عزیزمان آقای بهنام طیبی به مهمانان دادیم.

نوروز97 مبارک

مهمانان زیادی آمدند به گیله بوم و رفتند و مهمانانی در روزهای پایانی، همراه ما. چیزها یاد گرفتیم از شما و تجربه ها کردیم. در ذهنمان، گفتار نیک آقای طالقانی است که گفت گیله بوم باید پاتوقی برای اقوام مختلف ایران و جهان باشد. جایی برای رویارویی فرهنگ ها و تبادل تجربه ها.

گیله بوم سالی که گذشت چنین دستاوردهایی داشت:

  1. پذیرایی و همراهی با مهمانان و تلاش برای داشتن حالی خوش در کنار همدیگر
  2. حجم ذخیره آب باران به ۱۳۰۰۰ لیتر افزایش یافت و یک مخزن هوایی ۶۰۰۰ لیتری وارد مدار لوله کشی شد.
  3. ۲۵۰ اصله درختچه و نشا به مهمانان هدیه شد. سرو خمره ای، برگ نو و نخل مرداب بیشترین تعداد بود.
  4. بازیافت زباله های خشک به ۷۵ درصد رسید و همچون سال گذشته، تمام زباله تر به کمپوست تبدیل شد. امسال نیز همانند سه سال گذشته، هیچ زباله ای از گیله بوم بیرون نرفت.
  5. اتاق تک نفره گیشار (زیر شیروانی) بنا بر پیشنهاد مختلف مهمانان به مجموعه اضافه و تجهیز شد.
  6. زیرسازی تلار مجاور اتاق خوتکا انجام شد.
  7. کاهگل کاری نمای ساختمان اصلی تکمیل شد و نرده ها به رنگ آبی شد.
  8. سرویس حمام و دستشویی اختصاصی اکوکلبه اجرا شد
  9. بیش از هفتاد داستانک در مورد مطالب فرهنگی، زیست محیطی و گردشگری نوشته شد و در کانال گیله بوم بارگذاری شد.
  10. ترجمه متون فارسی و بخش انگلیسی وبسایت گیله بوم تکمیل شد.
  11. بارگذاری و تولید محتوی فرهنگی و گردشگری پایدار، حدود هفتاد مطلب در اینستاگرام انجام شد.
  12. کتابچه مصور فهرست غذاهای شرق گیلان به زبان فارسی و لاتین تدوین و چاپ شد و در دسترس مهمانان قرار گرفت.
  13. سفری دو هفتگی برای بازدید و تبادل تجربه با اقامتگاه های خانه موزه اسباب بازی و عروسک کاشان، خانه حوضک، خانه جواهری بویین و میاندشت، نارتی تی تفت، نخجیر نراق، میمندمون میمند و خانه سنتی پرهامی در شیراز انجام شد.
  14. معرفی و پشتیبانی از صنایع دستی قاسم آباد نظیر چادرشب بافی، نمدمالی و عروسک بافی همچنان ادامه یافت و با پیگیری فراوان و برای نخستین بار با همکاری مزون دوستی، طرح های چادرشب بر روی مانتو و جلیقه اجرا شد.
  15. مستندهایی مبنی بر تفکیک زباله، نمایشگاه ساخت کاردستی های بازیافتی، دانستنی های حیات جانوری و گیاهی و غیره تدوین شد و ده برنامه برای پاکسازی مسیرهای گردشگری در قاسم آباد با همیاری شورای ده و مردم روستا انجام شد.
  16. حضور در بیش از ده همایش گردشگری و زیست محیطی منطقه ای و ملی با هدف آگاهی و آگاهانیدن وظیفه اقامتگاه های بومگردی و سوژه های گردشگری
  17. اجرای آیین های تیرماه سینزه، شب چله و چهارشنبه‌سوری
  18. کاهش ظرفیت پذیرش به ۲۵ نفر با هدف افزایش کیفیت سرویس دهی
  19. سال ۹۶ به همت فعالان و هنرمندان قاسم آباد، رویدادهای خوبی شکل گرفت که از آن جمله می توان به افتتاح موزه قاسم آباد، خانه هنر و خلاقیت و برای نخستین بار، تولید انواع کلاه های نمدی اشاره کرد.

در سال جدید، محور اصلی فعالیت گیله بوم امور فرهنگی، آیینی و گردشگری، بازیافت آب و زباله، پشتیبانی پیوسته از کارگاه های صنایع دستی، تکمیل معماری بومی و تمرکز بر روی انرژی های نو خواهد بود.

اهداف:

  1. تامین ۳۵ درصد آب مورد نیاز از طریق بازیافت آب و جمع آوری آب باران
  2. جداسازی و بازیافت آب سیاه و خاکستری
  3. تکمیل تلار گیله بوم در گرداگرد ساختمان اصلی گیله بوم
  4. اجرای آبگرمکن خورشیدی در اکوکلبه
  5. اجرای سیستم بیوگاز با هدف تامین ۵ درصد انرژی جایگزین برای سوخت فسیلی
  6. بازیافت زباله خشک تا ۸۵ درصد

امید که در سال نو، با طبیعت مهربان‌تر باشیم.

زمین، مادرمان را دوست تر بداریم و برای شاد و سالم بودن خود و مادرمان، از هیچ تلاشی کوتاهی نکنیم.

هر که با مرغ هوا دوست شود                   خاطر آرامترین جنگل آزاد جهان خواهد شد.

سال نو، بر تمام ایرانیان از تمام اقوام و از هر مکان و کشوری پرشگون باد.

Unterwegs im Iran

سال پیش بود. خانم و آقایی از یک آژانس مسافرتی آلمانی برای دیدار گیله بوم و آشنایی با کسب و کار زنان روستایی پیش ما آمدند.

گیله بوم را دیدند و غذایی خوردند. بعد، از چند مزرعه و کارگاه چادرشب بافی دیدن کردند. قول دادند برمی گردند و در نشریه خود، در مورد قاسم آباد و زنان، می نویسند.

امسال یک عکاس ایرانی و یک نویسنده آلمانی، زودتر آمدند. جنگل رفتیم. چادرشب بافی دیدیم. مزرعه چای، باغ های پرورش گل و درخت، شالیزار.

رفتند. نوشتند. معرفی کردند. حالا وظیفه ما چه سنگین تا قاسم آبادی، آبادتر و زیباتر از همیشه، به جهان بشناسانیم.

از باران تا درخت

حالا دیگر مسعود را با این عنوان می شناسیم. دوچرخه سواری مازندرانی که روز دوم اقامت در گیله بوم پرسید:
-اگه کاری دارید بگید.
ما هم گفتیم بله، باید چاه عمیقی برای مخزن جمع آوری آب باران بکنیم. مشغول شد با همرکابش و مهمانی از پرتقال، که پیشتر داستانکش را نوشتیم.
مسعود حالا در آلمان تحصیل میکند. مهندسی خانه های سبز. دوباره پیش ما آمد. پنجاه نهال چندساله برگ نو و کاج خمره ای از گیله بوم درآوردیم و به وی هدیه کردیم تا راهی مازندران کنیم و در باغ خود بکارند. این درختان، لانه پرندگان خواهند شد.
مسعود عزیز، خانه های سبز را با درختکاری آغاز کرده است و برای زیباتر کردن آشیانه ها، نهالهایی زینتی نیز از همسایه مهربانمان، خاله فاطمه و آقا مهدی خرید.

درود بر مسعود و همه سبزاندیشان

که مازندران شهر ما یاد باد
بر و بومش همواره آباد باد

سیگار

نه، نمی خواهیم چیزی اندر معایب آن بگوییم. داستان سهراب را شنیده اید. می گفت زمانی به سر مزرعه پیرمردی رفته بود. پیرمردی خسته و عرق ریزان. بعد از سلام و احوالپرسی، از سهراب پرسیده بود سیگار داری؟

نداشت و افسوس خورده بود. می گفت بعد از آن، هرکجا می رفته پاکتی سیگار همیشه همراهش بوده.

امروز صبح، هوا بارانی است. صحنه تکرار شده است.
تازه از بیرون برگشته ام. مهمان میانسالی می پرسد:
– این نزدیکی فروشگاه کجاست؟
– بعد از زمین فوتبال، نبش جاده اصلی روستا.

-نزدیکتر نیست؟
-نه
مکثی میکنم و می پرسم:

– چی نیاز دارید؟
-میخواستم سیگار بگیرم.

وقت تکرار خاطره است. برایش آوردم. لبخندش، هزار بار طلاست.

زنده باد یاد سهراب سپهری

کریدور

سادگی این بازی، جذابش کرده است. چیزی که مهمتر است اینکه حریف را نمی توانی حذف کنی؛ یعنی مثل شطرنج، برد با حذف تدریجی مهره ها و بالاخره شاه نیست بلکه باید به یکی از خانه های ردیف آخر و مقابل خود برسید. یک مهره بیشتر ندارید و ده دیواره. این دیواره ها، حکم لحظات زندگی هستند. برگشت ناپذیرند و تا آخر بازی، تغییر نمی کنند.

یک مهره را حرکت می دهید یا اینکه دیواره می گذارید. گاهی از دیواره های حریف استفاده می کنید که مسیر خود را بسازید. دیواره هایی که برای سد راه شما کاشته شده، به کمکتان می آید.

گاهی تمرکز، روی طولانی تر کردن مسیر حریف می کنید اما توجه کنید که منابع، یعنی همان دیواره ها محدود است. گاهی شده است که فقط مهره جابجا می کنید و دیواره های حریف کمتر و کمتر می شود و شما با کمترین مصرف دیواره، بازی را برنده می شوید.

گاهی عقب نشینی بهترین راهبرد است. به این نتیجه می رسید که شیوه بازی رقبا تاحدودی بیانگر شیوه زندگی آنهاست. اینکه چگونه راه خود را می سازند؛ در بحران چگونه عمل می کنند و تا چه حد، استقامت دارند.
یک بازی خوب برای هر جا. چند سال است که جزو بازی های اصلی گیله بوم است. این بازی هدیه ای از شرکت توسن بود. در گیله بوم خوش نشست. مهمانانی داریم که با این بهانه، پیش ما می آیند.

هرچه فکر بدیل بیشتر داشته باشید، احتمال برنده بودن بیشتر است. شده است که بعد از یاد دادن این بازی به دوستی یا مهمانی، دیگر نتوانسته ایم حریفش شویم.

در این لینک می توانید نحوه بازی را آنلاین ببینید.

حیره، مهمانان عراقی و آب

پادشاهان ساسانی برای جلوگیری از تاخت و تازه اعراب بادیه نشین به داخله عراق، در سرزمین حیره واقع در غرب کشور کنونی عراق یک دولت دست نشانده عربی تاسیس کرده بودند و فرمانروایی آنرا به خاندان منذر واگذاشته بودند. در دوران خسرو انوشیروان، واقعه ای رخ داد که در اثر آن کشور یمن نیز در قلمرو دولت ایران درآمد. این واقعه و چرایی آنرا در کتاب «فرهنگ ایرانی پیش از اسلام» بخوانید تا ما هم سراغ داستانک امروزمان برویم.

مهمانانی از عراق که گفتارشان برایمان یادآور خرمشهر است. شهری با پتانسیل بسیار برای شکوفایی اقتصادی اما همچنان مظلوم. کاربرد واژه مظلوم برایمان خوشایند نیست اما ما چه کرده ایم در این سالها و آه!

پرچم ایران و عراق روی میز است. خانمی مهندس مکانیک است و شخصی، معمار. سوژه های گفت و شنود بسیار است؛ از وضع کنونی عراق تا اینکه افراد خانواده برخی‌شان از عراق، مهاجرت کرده اند.

از وضع فعلی خود ناراضی هستند. برخی می گویند در عراق نمی مانیم. دیگران هم ساکتند.

می گوییم اگر قرار باشد تمدن درخشان گذشته بازگردد و شکوفایی اقتصادی و زیست محیطی حاصل شود؛ باید بمانید و برای کشورتان کار کنید: جمله ای کلیشه ای و شاید بی مزه برای آنها.  همچنان می گوییم؛ از تمدن سومری ها، آشوری ها و بابلیان. گاه کلمه هایی به عربی و اغلب به انگلیسی.

ماذا تفعل لو کنت مثلی؟ اگر جای ما بودید چه می کردید؟

برایم جالب است که از ترکیه می گویند و آب. اینکه اگر آب این دو رودخانه کم شود، بیابان عراق در پیش است. با این جمله ها دیگر دهن بسته می شویم. واژه «بی آبان» ذهنمان را مشغول می کند: سرزمین های بی آب!

حیره، مهمانان عراقی و آب

حیره، مهمانان عراقی و آب

از روستا، دکور تولید نکنید!ا

مهمانانی از استرالیا و هلند داشتیم.

گفتگویی در مسیر چاله سرا درگرفته بود. اینکه تایلند، تایلند سابق نیست و دیگر به ندرت می‌توانید  قبایل تای و آداب و رسوم آنها را نظاره کنید.

صحبت از آنجا شروع شد که از میهمانان سابق استرالیایی دریافته بودیم که آنها ماست شیرین را بیشتر دوست دارند. به مهمانان جدید گفتیم اگر مایلید، برایتان آماده کنیم.

گفتند ماست خودتان را بیاورید. این آغاز کلام بود و همینگونه ادامه دار شد تا به تایلند رسید که به گفته آنها، بر اساس ذایقه و لذت گردشگران تغییر هویت داده است و فرهنگ اصیل، کمرنگ تر شده است.

ناخودآگاه و برای چندمین بار به یاد سخنان دکتر طالقانی می افتیم.

می گفت از روستا دکور تولید نکنید؛ آنچه بوده را، از معماری و آیین و فرهنگ، بنمایانید و با تاریخ و گذشته نزدیک خود، آشتی کنید.

۱ ۲ ۳ ۴