بی راهه های تکنولوژی

به کمک تکنولوژی، ابزارها و ماشین هایی خلق می کنیم که کارمان را راحت تر کنیم اما همانطور که میدانیم خطرهای آنهم کم نیست.

عکس برداری هوایی و کاوش ها از دشت های بالاکوهی پرو و بولیوی نشان داده است که در حدود ۱۰۰۰ سال پیش از میلاد، در منطقه اطراف دریاچه تی تی کا، حداقل هشتاد هزار کیلومتر مربع اراضی مزروعی وجود داشته که به صورت کرت بندی بلند (raised fields) سامان یافته بود. یعنی سطوحی زراعی که از زمین های اطراف بلندتر است و از خاک‌هایی درست شده که از بستر جوی های آبیاری ایجاد شده است.

این شیوه کشاورزی کاملا با ارتفاع ۴۰۰۰ متری و شرایط منطقه ای و سنت محلی کشت گیاهان غده ای انطباق داشت. اما پانصد سال پیش که اینکاها این منطقه را فتح کردند این روش کشاورزی رها شد.

استفاده از روش های مدرن کشاورزی هم که بر پایه به کارگیری ماشینهای سنگین، کود شیمیایی، آبیاری و گیاهان وارداتی استوار بود در این زیست محیط ناکام ماند.

باستان شناسان وارد شدند و فقط به کمک ابزارهای سنتی تعدادی از کرت های بلند را خاکبرداری و مرتب کردند و در آن سیب زمینی و دیگر گیاهان غده ای سنتی کاشتند.

طی این سالها نه خشکسالی شدید، نه یخبندان و نه سیلهای عظیم هیچ‌یک بر کشتزارها تاثیری نداشت و محصول این مزارع حدود هفت برابر مزارع دیم بوده است.

هم اکنون به واسطه تلاش های باستان شناسان روستاهای زیادی با هزاران نفر جمعیت به روش نیاکانشان کشاورزی می کنند و مساله چاقی به طرز چشمگیری کاهش یافته است!!

منبع: باستان شناسی، اثر پل بان، نشر ماهی

پس چه کنیم؟! کجا می رویم؟

از کنترل و کاهش جمعیت؛ بهبود الگوی مصرف آب در کشاورزی، برداشتن سدها، پرکردن چاه های عمیق، حذف تولید محصولات آب بر یا غیره بارها شنیده ایم و بیشترمان اندک تلاشی نکرده ایم.

همچنان کالاهای رنگ به رنگ و گاه بدون نیاز به آنها می خریم و در  منزل، انبار میکنیم. دور نخواهد بود که کالاها برچسب یا حسگری داشته باشند که نشان دهد برای تولیدشان چقدر سوخت و آب مصرف شده و چقدر آلودگی ایجاد کرده اند.

شاید برایتان جالب باشد که یکی از آلوده ترین کالاهای مصرفی و گاه تجملاتی، خودروها هستند؛ چه هنگام ساخت و چه هنگام بهره بری. با این توصیف، رویکرد شما چیست؟

شما از تجربه خود بگویید. ما هم می گوییم در گیله بوم چه می کنیم.

آلودگی

آلودگی

جمع آوری آب باران

جمع آوری آب باران

جمع آوری آب باران شیوه ای بسیار قدیمی است که به دلیل کیفیت فوق العاده آب باران و علاقمندی جامعه جهانی برای کاهش مصرف منابع آب زمینی، مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است.
آب باران، خالص است و دارای پتانسیل هیدروژنی یعنی PH خنثی است. عاری از هر گونه املاح، نمک و آلودگی های انسانی یا غیر انسانی است. به همین دلیل، طول عمر سیستم های لوله کشی، اتصالات و شیرهای آب بیشتر می شود و هزینه های نگهداری و تعمیر کاهش می یابد. به دلیل خواص پاکسازی و رسوب زدایی بدن، طرفداران مصرف آن بیشتر شده است و خوشمزه است.

شواهد باستانشناسی نشان می دهد جمع آوری آب باران حداقل از ۴۰۰۰ سال پیش انجام می شده است و تا ۶۰۰۰ سال در بین چینیان رواج داشته است. بقایایی از محوطه هایی شیب دار برای جمع آوری آب باران در فلسطین یافت شده است که برای مصارف کشاورزی و اقتصادی استفاده می شده است.

این کار با مشارکت مهمانی از کشور پرتغال و دو دوچرخه سوار مازندرانی و تهرانی آغاز شد. 

بسیار مهم است که  اقامتگاه های بومگردی به عنوان الگو، چنین مکانیزمی را در دستور کار خود داشته باشند.

بطری های صدا گیر

از بطری های خالی میتوانیم برای درز گیری و صداگیری در کنج شیروانی ها، استفاده کنیم.

میتوانیم لابلای آنها کیسه های پلاستیکی بگذاریم تا فشرده تر شوند. برای داشتن نمای بهتر، با پارچه های باطله یا شانه تخم مرغ یا کاهگل، نمای دیداری را اندود کنید.

ارگانیک و محصول محلی!

محصول ارگانیک چیست؟ اساسا سوال خوبی نیست شاید اما باورمان اینست حداقل سم کمتری برای تولید آنها استفاده شده. خوبست اقامتگاه های بومگردی از محصولات محلی استفاده کنند! واقعا؟

خب داستان ما از اینجا آغاز می شود که مهمانانی راهی جاده لوله گاز می شوند. جسد حیوانی کنار شالیزار می بینند. سیصد متر این طرف سل و رودخانه ها و سیصد متر آنطرف‌تر و نمایشگاه متنوعی به سبک کوبیسم از زباله ها می بینند. عکس می گیرند و فیلم. بیمناکیم این عکس ها چهره گیلان زیبا را خالدار کند.

اینها هم به کنار! بی خیال! اما شیرابه زباله ها به مزارع برنج تراوش کرده است. استفاده از محصولات بومی و ارگانیک را کدام قسمت این داستانک قرار دهیم؟

زمانی گفته می شد اساس اسلام، پاکیزگی است؛ این اساس را اساسا کجا باید دید و تجربه کرد؟

مادر در انتقام

قصه کهنی است که حالا با انفجار جمعیت آدمی و گاو، ناخواسته گاوها به انتقام برآمده اند و اکنون آدمیزاد را قربانی می کنند. تغییر اقلیم، بی آبی و تبدیل جنگلها به بیابانها سه هدف اصلی آنهاست.

حالا دیگر جای گاو و آدم عوض شده است. زمانی گاوها، رام انسانها بودند و دست آخر قربانی می شدند؛ مدتهاست که آدمی رام گاوها شده است و قربانی می شود.

گاوها به آدمی دستور دادند تا درختان را خشک کنند و علوفه جنگل، مراتع و برگ درختان را برایشان آماده کنند. نیرنگشان تبدیل جنگل به بیابانها و کاستن اکسیژن است که تاکنون خوب پیش رفته اند. سلاح مرگبار دیگرشان، گاز کشنده متان است. گاوها این گاز را در معده خود تولید می کنند و با آروغ زدن، به هوا شلیک می کنند. روایت مهندس حمید عرفانیان در جشنواره فیلم سبز آنست که ۸۰ درصد تولید گاز متان از طریق صنعت دامپروری و مشخصا گاوها است و پیشقراول این جنگ، آمریکا است. تغییر اقلیم، بی آبی، بیابان زایی و طوفانها و سیلهای ناگهانی نتیجه گاوپروری است.

به نظر می رسد جنب و جوش آدمها در راستای تغییر رژیم خوراکی از گوشت خواهد بود. نشانه ها کم نیستند. آقای نوری نشاط، فعال محیط زیست و دوست خوب گیله بوم از جمله کسانی است که مصرف گوشت را کنار گذاشته است. ساده است؛ حالا دیگر خوردن گوشت یعنی جنگل خواری و کشتن همنوعان. در گیلان، گاو را مادر خطاب می کنند؛ مادری که همیشه قربانی شده است و اکنون در حال انتقام گیری است.

چاه عمیق در گیلان، باز تولید بیابان در ایران

12 شهریورماه است، هوا هنوز گرم است و خیال خنک شدن ندارد. مصرف آب بیشتر شده است. زمزمه های حفر چاه عمیق برای پرورش گل و گیاه در قاسم آباد شنیده می شود. برخی که از قبل به اشتباه چاه عمیق داشته اند اکنون از کم آبی این چاه ها، نالانند.

اما چاه عمیق با گیلان چه خواهد کرد؟ آیا همانند نقاط مرکزی که دهستانها، بی برنامه و آینده نگری شروع به حفر کردند و سطح آبهای زیرزمینی را پایین کشاندند، گیلان هم به تدریج خالی از روستا خواهد شد؟

به طور میانگین سالانه ۵۷۰ روستا در ایران خالی از سکنه می شوند و روی به شهرها می آورند. قصدمان تحلیل این فاجعه نیست؛ فاش کردن این فاجعه پنهان است که کم شدن سطح آبهای زیر زمینی، وسعت زیادی از جنگلها را خشک خواهد کرد. جنگل که رفت، دامها هم می روند بعد نوبت آدمهاست. بیراهه نیست بگوییم فرهنگ و تاریخ هم محو خواهد شد. این شرایط قبلا در کشورهایی چون هاییتی تجربه شده است. جنگلستانی که اکنون دیگر نیست و زمینها فقیر و بایرتر شده اند.

چونکه گل رفت و گلستان درگذشت            نشنوی زان پس ز گیلان سرگذشت

این بیت از مولانا است. گیلان به جای بلبل نشسته است. اکنون نغمه دارد اما بعد از رفتن جنگل، خواهد مرد.

دریغ است گیلان که ویران شود                 کنام بیابان و خشکی شود

این بیت از ابوالقاسم فردوسی است. گیلان جای ایران نشسته است چون عنوان داستانک است. بیابان و خشکی جایگزین پلنگان و شیران شده. دلیلش اینکه بسیار خطرناکتر از این دو حیوان است.

دور نیندازیم، نزدیک شده است!ا

قبل از اینکه چیزی را «دور» بیندازید، کمی فکر کنید. چه استفاده دیگری میتواند داشته باشد؟ اگر نتوانستید استفاده ای برایش بیابید مدتی کنار طاقچه، روی میز یا داخل کمد یا مکانی که همیشه جلوی چشم شما هست قرارش دهید. بگذارید چند روز فکر شما معطوف به این چیز به ظاهر بی ارزش شود.

قبل از اینکه چیزی را بخرید هم فکر کنید؛ چگونه میتوان آنرا نخرید یا دیرتر بخرید؟! هیچ چیزی را به صرف اینکه ارزان است، نخرید چون در اینصورت به آلودگی آب و هوا بیشتر کمک می کنید. برای تولید و عرضه هر چیزی که شما در ویترین مغازه ها می بینید، مقدار قابل توجهی آب و سوخت مصرف شده است.

درست حدس زده است: نگهداری مناسب از وسایل شخصی و عمومی نیز کمک قابل توجهی به پاکیزگی آب و هوا خواهد بود.

کیسه پلاستیکی را در ساحل جانگذاریم

به مناسبت 21 روز بدون پلاستیک

کیسه های پلاستیکی در آب، شبیه به ژله ماهی می شوند و این هنگام است که لاک پشتها آنها را می بلعند و بعد از مدتی، کشته می شوند. بخواهیم یا نخواهیم همه ما در این جرم، سهم داریم.

وقتی معده حیوان با پلاستیک هضم نشدنی پر می شود، جهاز هاضمه از کار خواهد افتاد.

بادکنکهایی که به هوا می فرستیم، در صورت سقوط در آب، مانند کیسه های پلاستیکی، حیوانات آبی را می کشند.

پدر و مادرها می دانند چگونه کیسه زباله های خود را در حضور کودکان به خودرو برگردانند.

پدر و مادرها میدانند و به جای خرید بادکنک، با بچه های خود در ساحل، قصر ماسه ای درست می کنند.

پیشگیری؛ از درمان گذشته است!

به مدت یک هفته، مسوولیت بازیافت زباله های خانگی یا شرکتی خود را به عهده بگیرید. یعنی فکر کنید تمام زباله هایی که به هر شکل در مدت یک هفته تولید می کنید را خودتان باید بازیافت کنید و دوباره مصرف کنید…. به امتحانش می ارزد. یقین، تیتر داستانک ما را تابلو خواهید کرد.

پیشگیری از ورود زباله به اقامتگاه های گردشگری تا آنجا مهم است که امروزه از ارکان زندگی سبز قلمداد می شود.

در گیله بوم بطری های دوغ را با ظرفی فلزی جایگزین کردیم. هر ظرف ۴ لیتری معادل دو بطری پلاستیکی است. در نظر بگیرید که آخر هفته های تعطیل و شلوغ گیله بوم، حداکثر 10 بطری دوغ مصرف می شود و این داستان یک هفته آن است! معمول است که شیر را نیز درون کیسه پلاستیکی می ریزند. برای شیر هم ظرفی در نظر می گیریم.

اینها نمونه های ساده اما اجرایی هستند. وقتی تفکر پیشگیری حاکم باشد، به تدریج جلوگیری از تولید زباله ها به شکلهای مختلف دغدغه می شود. سرانجام، راهکاری یافت می شود.

شما از تجربه های خود بگویید…بگویید چگونه از تولید زباله پیشگیری می کنید؟

۱ ۲ ۳ ۴