ظروف تکبار مصرف، شما بگویید!ا

اینها مشکل اساسی ماست وقتی گردشگران و مهمانان غذا و خوراکشان را در این ظروف مصرف می کنند و ما باید اینها را چربی زدایی کنیم، بشوییم تا اگر توانستیم بازیافت کنیم. طبیعی است چنین چیزی وقت،  انرژی و سرمایه زیادی از ما بگیرد.

زیاد نوشتیم اما اینبار به این نتیجه رسیدیم باید به شما بیشتر گوش دهیم و از شما چاره جویی کنیم.

این پاسخ زوجی دانمارکی بود که بعد از گفتگو در مورد مسایل و مشکلات بازیافتمان، اینگونه گفتند:

برخی اقامتگاه ها، قبل از پذیرش مهمانان، از آنها میخواهند که عضو وبسایت خبری آنها شوند. در این وبسایت، منشور اخلاقی و بایدها و نبایدهای مسافران در حین ورود و خروج از اقامتگاه درج شده است. از جمله اینکه ظروف یکبار مصرف، سفره پلاستیکی، مشمع و غیره با خود به داخل اقامتگاه نیاورد؛ دانه ها و گیاهان یا درختچه های غیر بومی را به محل نیاورند و یا گیاه بومی را از محل خارج نکنند. در واقع دستورالعمل ثبت و پذیرش میهمان منوط به خواندن و آگاهی از بایدها و نبایدها است و بر اساس رعایت شرایط، تعرفه پذیرش و اقامت میتواند تفاوت باشد.

اقامتگاه های بومگردی تنها با مغازه ها و فروشندگانی داد و ستد می کنند یا از سرویس و خدمات نهادهایی بهره می برند که مقید به این اصول باشند و در راستای نگهداری و حفظ محیط زیست تلاش می کنند.

بایدها و نبایدهای پذیرش در اقامتگاه بومگردی| ظروف تکبار مصرف

بایدها و نبایدهای پذیرش در اقامتگاه بومگردی

نمدمال مدرسه طبیعت

گاهی مهمانانی در حیاط ما را می بینند مشغول کار. ناخودآگاه می پرسند کاری ندارید؟

ما هم ناخودآگاه از مسعود یاد می کنیم و می خندیم. خنده از آنرو که فردای نخستین روزی که با دوچرخه از مازندران به گیلان آمدند همین را پرسید.

کاری ندارید؟ تازه باید گودال مخزن جمع آوری آب باران را می کندیم. به قطر سه متر و ارتفاع دو متر. کار را معرفی کردیم و از صبح تا به غروب با رفیقش مشغول کندن و جابجایی خاک بود. الحق کاری و پرتوان.

مسعود داستان جالبی داشت. در آلمان، درس توسعه پایدار و معماری خانه های سبز می خواند. انصراف داد و آمد نمدمال شد. صبح به صبح می رفت بند بن، نزد استاد حلاج رضایی. با دوچرخه از گیله بوم می رفت و با دوچرخه برمی گشت. داستان انرژی و مصرف بهینه را به خوبی می داند. همیشه صحبتش بود که اگر خانواده ها، خود مسوول تامین برق مصرفی خود باشند، ثانیه به ثانیه مصرف برق را کنترل می کنند. دیگر هیچ چراغی بی جهت و بی مصرف روشن نخواهد بود.

اما داستان مسعود اینجا تمام نمی شود. نمدمالی دانشی بود که ره آوردی برای مدرسه طبیعتی در مازندران شد. آخ که کشورمان چقدر به این مسعودها نیاز دارد. درود بر همت خانواده ای که ارث پدری را هدیه به مدرسه طبیعت می کنند.

مسعود کتابی به ما امانت داد: قُرُق شکسته جنگل های هیرکانی کاسپیانی ایران، اثر حنیف رضا گلزار. این کتاب حاوی اطلاعات ارزشمند و گرانبهایی از جنگل های هیرکانی در شمال ایران است. نام دیگر این کتاب را با اجازه مولف محترم، مصیبت نامه جنگل های هیرکانی نامیدیم.

هر روز یک کیسه کمتر

آقای اسداللهی را اهل محل می شناسند. هم خود و هم فرزندانش خوش برخورد و خوش گفتارند.

مغازه که وارد می شوید، چادرشبی بالای دروازه ورودی است. پوشش ما، نماد هویت ماست؛ پوشش مغازه نیز.

گذشت تا چشممان به دست نوشته هایی خورد روی ترازو و روی تخته سفیدی بالای قفسه ها؛ روزی یک کیسه پلاستیکی، کمتر مصرف کنیم.

آنچه از فکر میگذرد تا پرواز کند و بر کاغذ نشیند، گاه به درازا می کشد، گاه زود می نشیند و گاه فقط پروازی است تا بیکران. تفاوت اینجاست؛ آندم که بر کاغذ نشست و تابلوی افکارمان شد، چون حکمی ابدی است. برای خود، برای خود و شاید زمانی نزدیک؛ برای دیگران.

ما، حال یک لاک پشت، ماهی، پرنده، دلفین، فک و گاو را درک نمی کنیم مگر وقتیکه مانند آنان، نادانسته کیسه های پلاستیکی را قورت دهیم.

چیزهایی است در زندگی که آرزو میکنیم کاش هیچگاه تولید نمی شدند. تولید انبوه نسل، مشوق و مولد تولید انبوه صنعتی است. هشداریم! کجا می رویم و نسل را به کجا پرتاب می کنیم؟

فکر شما، سرمایه ما

بگذارید داستانی برایتان بگوییم. از دو مهمان ژاپنی. می گفتند هنوز حدود بیست درصد از مردم ژاپن، زباله ها را تفکیک نمی کنند. برای این مقدار، دولت مجبور است زباله های مخلوط شده با چربی و مواد دیگر را در استخرهای بزرگی بریزد. استخر آب داغ به همراه مواد شوینده تا مثلا قوطی های پلاستیکی شسته شوند و برای بازیافت، آماده شوند. تصور کنید چقدر انرژی برای آب داغ، مواد شوینده و تاسیساتی نیاز است و از آن گذشته چقدر در حق کارگرانی که مسوولیت جداسازی، شستشو و تفکیک زباله ها هستند ستم روا می شود!

لذا برنامه های آموزشی زیادی در رسانه ها برای تشویق و آگاهانیدن مردم برای تفکیک زباله ها تهیه می شود.

خب این داستان ژاپنی ها. ما چقدر تفکیک می کنیم؟ خیلی کم؟ ما چقدر بازیافت می کنیم؟ خیلی کم؟ ما چقدر آموزش میدهیم که چرا تفکیک لازم است؟ باز هم کم.

باز هم از مهمانان عزیز خواهشمندیم موادی که بسته بندی پلاستیکی و شیشه ای دارند با خود حمل نکنند. در شهرستان رودسر، کارخانه بازیافت زباله وجود ندارد.

برای ما بنویسید ما چه کنیم تا زباله هایی کمتر تولید کنیم؟ هر فکری، سرمایه ای خواهد بود تا با گیلانی پاکیزه تر میزبان شما خوبان باشیم. منتظریم.

کنج کودکان

آغاز بهار را با بسیاری خانواده ها در طبیعت زیبا و بهشتی گیلان، پیاده روی کردیم. جویباری کوچک، در کنج باغ گیله بوم، محل زندگی فصلی قورباغه های سبز، لاک پشت کوچک خزری، کولی ماهی  و مارهای آبی است. همچنین کرمهایی که نیم تنه ای در بستر جوی و نیم تنه ای پیچان رو به نور در آب دارند. این قسمت، بیشتر از هر قسمت دیگر فضای بیرونی گیله بوم، جلب توجه می کرد.

کنجی نیم دایره ای شکل، که حالا دیگر نمایشگاه کاردستی های بازیافتی کودکان نیز شده است و برای بزرگترها نیز خوشایند بود. شاید بامزه ترین کاردستی، شلواری است که پر از پلاستیک شده، پاها و کمر بسته شده اند و شبیه به نیم تنه مترسکی است. منتظریم تا با پیشنهادهای دیگر، شکل آن کامل شود.

 بطری های یکبار مصرف را پر از آب باران می کنیم و با کودکان برای تابستان، ذخیره می کنیم. کمپوست را نیز بسته بندی می کنیم و یاد می گیریم:

اگر کرم نبود

زندگی چیزی کم داشت

زنبیل

بال زدن در واژه شناسی به عنوان دست زدن یا چیزی را با دست عمل آوردن و آماده کردن است. در نمد مالی یا چایسازی، بال زدن یعنی نمد را فشردن و برگ چای را لول کردن و با دست مالیدن.

بال هنوز هم به معنی دست به کار میرود و بال پرندگان در واقع همان دست آنهاست. واژه زنبیل هم از دو کلمه زن + بیل (بال) تشکیل شده است. یعنی زنبیل، وسیله ای کمکی برای زنان است و همچون دست آنها، یاور آنهاست.

چندی پیش در زمین فوتبال روستا، مشغول جمع کردن زباله ها بودیم و ناخودآگاه، وفور کیسه های پلاستیکی ما را یاد زنبیل انداخت. گو اینکه کسی فریاد می زد زنبیل ها کجا رفتند؟

زنبیل، وسیله ای فراتر از زمان خود بود. وسیله ای سبز، قابل بازیافت و هویت ساز بی هیچ آلودگی و زیان. خیال کنید در روستایی هستیم همه زنبیل دار. از زنبیل باف تا خریداران زنبیل دار، همه به طور نامحسوس در رونق کسب و کار محلی و پاکیزگی محیط زیست سهیم خواهند بود. روستایی چون ورزنه در اصفهان، به خاطر زنان چادرسفید پوش معروف است و سالانه هزاران گردشگر به خاطر همین وحدت روش، جذب روستا می شوند. قاسم آباد را، شاید اینبار به جز نمدمالی و چادرشب بافی، با زنبیل های یکرنگ بشناسانیم. خرید یک زنبیل، آغاز خوبی برای رهایی از کیسه های پلاستیکی است.

آب را چگونه هدر میدهیم؟

گاهی آب هدر رفته را درک می کنیم مثل مواقعی که خودرو شخصی را می شوییم. خیلی وقتها درک نمیکنیم.

مثلا پیراهنی که لازم نداریم و میخریم. به طور میانگین در تولید هر پیراهن 10 هزار لیتر آب مصرف می شود.

غذایی که اسراف می شود و بیرون ریخته می شود. کافیست نگاهی به جدول زیر بیندازیم تا ببینیم در زندگی روزانه، در ازای هر کالایی را که نیاز نداریم و میخریم یا از آن بدتر، می خریم، استفاده نمی کنیم و زباله می کنیم چقدر آب هدر میدهیم.

میزان آب مجازی کالاها

میزان آب مجازی کالاها

این مطالب و بسیار بیشتر از آنرا در کتاب (آب مجازی، تالیف تورج مهدی زاده) بیابید.👇🏻

کتاب: آب مجازی

جواب داد

زباله اگر قرار است بازیافت شود، باید به خوبی تفکیک شود تا انرژی مضاعفی برای تفکیک مجدد صرف نشود. سرانجام با در نظر گرفتن دو سطل زباله در هر اتاق گیله بوم برای زباله خشک و تر، جواب گرفتیم. اکنون دیگر بسیاری از مهمانان رعایت می کنند و کار ما را در تفکیک، راحت تر کرده اند. سپاس از همگی شما

سالهاست که کثیفی سواحل و رودخانه ها، دغدغه اغلب ما شده است. یکبار از مهمانانی از هلند چیز خوبی یاد گرفتیم. گفتند مادامیکه سطل های زباله خیابان و ساحل در دسترس نباشند، نتیجه همین خواهد بود.

حالا مهمانان زیادی می بینیم که کیسه پلاستیکی را قبول نمی کنند و خود چنین کیسه هایی همراه خود دارند. ما در اقامتگاه های بومگردی که مهمان شدیم شاهد هیچ سفره یا ظروف یکبار نبودیم. امیدواریم روزی این قانون، در هتل ها و رستورانهایی که صدها لایه پلاستیکی یکبار مصرف روی میزها پهن کرده اند، جاری شود. خبر خوشایندی است که می شنویم بسیاری از مسافران، دیگر روی چنین میزهایی غذا نمی خورند.

طعم آزادی

چند روزی است دیگر در جویبار گیله بوم، آبی جاری نیست. ته مانده های آب، فقط جای جای آن مانده است. همه محل میگویند نسبت به پارسال، آب کمتر است.

چند ماهی خاکی رنگ در ته مانده های آب، چند روزی گرفتارند. امروز صبح، گرفتیمشان. در تنگ شیشه گذاشتیم و عصر در دریا رها کردیم.

تفکیک زباله

بهینه کردن مصرف انرژی، اساس اغلب فعالیتهای سبز است. در نظر بگیرید چربی غذا و بقایای مرغ و ماهی با بطری های  پلاستیکی مخلوط شده است. برای بازیافت، باید بطری ها شسته شوند و چربی زدایی شود. انرژی فراوانی برای پاکسازی قوطی ها مصرف می شود. علاوه بر انرژی، آب فراوانی حاوی مواد شوینده نیز مصرف می شود. همچنین باعث زحمت مضاعف همنوعان خود شده ایم.

در اقامتگاه های بومگردی، باید مهمانان را به نحوی آگاهانید تا با خود زباله کمتری به اقامتگاه ها بیاورند. در طول اقامت آنها، باید به روش موثری از اهمیت تفکیک و بازیافت زباله سخن گفت. جعبه های رنگی ویژه تفکیک زباله باید در هر اتاقی موجود باشد.

همچنین باید مکان ویژه ای برای تفکیک زباله های خشک و دفن زباله های خیس در نظر گرفته شود.

بهتر است مشوقی برای مهمانانی که زباله های خود را با خود برمی گردانند در نظر گرفته شود. این مشوق میتواند برابر با هزینه ای باشد که برای تفکیک و بازیافت زباله های آنها مصرف می شود.

منبع: دستورالعمل طراحی، ایجاد و راه اندازی اقامتگاه های بومگردی

۱ ۲ ۳ ۵