ارگانیک و محصول محلی!

محصول ارگانیک چیست؟ اساسا سوال خوبی نیست شاید اما باورمان اینست حداقل سم کمتری برای تولید آنها استفاده شده. خوبست اقامتگاه های بومگردی از محصولات محلی استفاده کنند! واقعا؟

خب داستان ما از اینجا آغاز می شود که مهمانانی راهی جاده لوله گاز می شوند. جسد حیوانی کنار شالیزار می بینند. سیصد متر این طرف سل و رودخانه ها و سیصد متر آنطرف‌تر و نمایشگاه متنوعی به سبک کوبیسم از زباله ها می بینند. عکس می گیرند و فیلم. بیمناکیم این عکس ها چهره گیلان زیبا را خالدار کند.

اینها هم به کنار! بی خیال! اما شیرابه زباله ها به مزارع برنج تراوش کرده است. استفاده از محصولات بومی و ارگانیک را کدام قسمت این داستانک قرار دهیم؟

زمانی گفته می شد اساس اسلام، پاکیزگی است؛ این اساس را اساسا کجا باید دید و تجربه کرد؟

مادر در انتقام

قصه کهنی است که حالا با انفجار جمعیت آدمی و گاو، ناخواسته گاوها به انتقام برآمده اند و اکنون آدمیزاد را قربانی می کنند. تغییر اقلیم، بی آبی و تبدیل جنگلها به بیابانها سه هدف اصلی آنهاست.

حالا دیگر جای گاو و آدم عوض شده است. زمانی گاوها، رام انسانها بودند و دست آخر قربانی می شدند؛ مدتهاست که آدمی رام گاوها شده است و قربانی می شود.

گاوها به آدمی دستور دادند تا درختان را خشک کنند و علوفه جنگل، مراتع و برگ درختان را برایشان آماده کنند. نیرنگشان تبدیل جنگل به بیابانها و کاستن اکسیژن است که تاکنون خوب پیش رفته اند. سلاح مرگبار دیگرشان، گاز کشنده متان است. گاوها این گاز را در معده خود تولید می کنند و با آروغ زدن، به هوا شلیک می کنند. روایت مهندس حمید عرفانیان در جشنواره فیلم سبز آنست که ۸۰ درصد تولید گاز متان از طریق صنعت دامپروری و مشخصا گاوها است و پیشقراول این جنگ، آمریکا است. تغییر اقلیم، بی آبی، بیابان زایی و طوفانها و سیلهای ناگهانی نتیجه گاوپروری است.

به نظر می رسد جنب و جوش آدمها در راستای تغییر رژیم خوراکی از گوشت خواهد بود. نشانه ها کم نیستند. آقای نوری نشاط، فعال محیط زیست و دوست خوب گیله بوم از جمله کسانی است که مصرف گوشت را کنار گذاشته است. ساده است؛ حالا دیگر خوردن گوشت یعنی جنگل خواری و کشتن همنوعان. در گیلان، گاو را مادر خطاب می کنند؛ مادری که همیشه قربانی شده است و اکنون در حال انتقام گیری است.

چاه عمیق در گیلان، باز تولید بیابان در ایران

12 شهریورماه است، هوا هنوز گرم است و خیال خنک شدن ندارد. مصرف آب بیشتر شده است. زمزمه های حفر چاه عمیق برای پرورش گل و گیاه در قاسم آباد شنیده می شود. برخی که از قبل به اشتباه چاه عمیق داشته اند اکنون از کم آبی این چاه ها، نالانند.

اما چاه عمیق با گیلان چه خواهد کرد؟ آیا همانند نقاط مرکزی که دهستانها، بی برنامه و آینده نگری شروع به حفر کردند و سطح آبهای زیرزمینی را پایین کشاندند، گیلان هم به تدریج خالی از روستا خواهد شد؟

به طور میانگین سالانه ۵۷۰ روستا در ایران خالی از سکنه می شوند و روی به شهرها می آورند. قصدمان تحلیل این فاجعه نیست؛ فاش کردن این فاجعه پنهان است که کم شدن سطح آبهای زیر زمینی، وسعت زیادی از جنگلها را خشک خواهد کرد. جنگل که رفت، دامها هم می روند بعد نوبت آدمهاست. بیراهه نیست بگوییم فرهنگ و تاریخ هم محو خواهد شد. این شرایط قبلا در کشورهایی چون هاییتی تجربه شده است. جنگلستانی که اکنون دیگر نیست و زمینها فقیر و بایرتر شده اند.

چونکه گل رفت و گلستان درگذشت            نشنوی زان پس ز گیلان سرگذشت

این بیت از مولانا است. گیلان به جای بلبل نشسته است. اکنون نغمه دارد اما بعد از رفتن جنگل، خواهد مرد.

دریغ است گیلان که ویران شود                 کنام بیابان و خشکی شود

این بیت از ابوالقاسم فردوسی است. گیلان جای ایران نشسته است چون عنوان داستانک است. بیابان و خشکی جایگزین پلنگان و شیران شده. دلیلش اینکه بسیار خطرناکتر از این دو حیوان است.

دور نیندازیم، نزدیک شده است!ا

قبل از اینکه چیزی را «دور» بیندازید، کمی فکر کنید. چه استفاده دیگری میتواند داشته باشد؟ اگر نتوانستید استفاده ای برایش بیابید مدتی کنار طاقچه، روی میز یا داخل کمد یا مکانی که همیشه جلوی چشم شما هست قرارش دهید. بگذارید چند روز فکر شما معطوف به این چیز به ظاهر بی ارزش شود.

قبل از اینکه چیزی را بخرید هم فکر کنید؛ چگونه میتوان آنرا نخرید یا دیرتر بخرید؟! هیچ چیزی را به صرف اینکه ارزان است، نخرید چون در اینصورت به آلودگی آب و هوا بیشتر کمک می کنید. برای تولید و عرضه هر چیزی که شما در ویترین مغازه ها می بینید، مقدار قابل توجهی آب و سوخت مصرف شده است.

درست حدس زده است: نگهداری مناسب از وسایل شخصی و عمومی نیز کمک قابل توجهی به پاکیزگی آب و هوا خواهد بود.

کیسه پلاستیکی را در ساحل جانگذاریم

به مناسبت 21 روز بدون پلاستیک

کیسه های پلاستیکی در آب، شبیه به ژله ماهی می شوند و این هنگام است که لاک پشتها آنها را می بلعند و بعد از مدتی، کشته می شوند. بخواهیم یا نخواهیم همه ما در این جرم، سهم داریم.

وقتی معده حیوان با پلاستیک هضم نشدنی پر می شود، جهاز هاضمه از کار خواهد افتاد.

بادکنکهایی که به هوا می فرستیم، در صورت سقوط در آب، مانند کیسه های پلاستیکی، حیوانات آبی را می کشند.

پدر و مادرها می دانند چگونه کیسه زباله های خود را در حضور کودکان به خودرو برگردانند.

پدر و مادرها میدانند و به جای خرید بادکنک، با بچه های خود در ساحل، قصر ماسه ای درست می کنند.

پیشگیری؛ از درمان گذشته است!

به مدت یک هفته، مسوولیت بازیافت زباله های خانگی یا شرکتی خود را به عهده بگیرید. یعنی فکر کنید تمام زباله هایی که به هر شکل در مدت یک هفته تولید می کنید را خودتان باید بازیافت کنید و دوباره مصرف کنید…. به امتحانش می ارزد. یقین، تیتر داستانک ما را تابلو خواهید کرد.

پیشگیری از ورود زباله به اقامتگاه های گردشگری تا آنجا مهم است که امروزه از ارکان زندگی سبز قلمداد می شود.

در گیله بوم بطری های دوغ را با ظرفی فلزی جایگزین کردیم. هر ظرف ۴ لیتری معادل دو بطری پلاستیکی است. در نظر بگیرید که آخر هفته های تعطیل و شلوغ گیله بوم، حداکثر 10 بطری دوغ مصرف می شود و این داستان یک هفته آن است! معمول است که شیر را نیز درون کیسه پلاستیکی می ریزند. برای شیر هم ظرفی در نظر می گیریم.

اینها نمونه های ساده اما اجرایی هستند. وقتی تفکر پیشگیری حاکم باشد، به تدریج جلوگیری از تولید زباله ها به شکلهای مختلف دغدغه می شود. سرانجام، راهکاری یافت می شود.

شما از تجربه های خود بگویید…بگویید چگونه از تولید زباله پیشگیری می کنید؟

پوست اندازی زنجره

تصور کنید می خواهید پوست بیندازید یا واقعا قالب تهی کنید. با چاقویی از پشت گردن در امتداد ستون فقرات تا کمر را برش می دهید. حالا از این خط پارگی، سر، دستان، شکم و پاهای خود را بیرون می کشید. فراموش نکنید قبل از اینکار، باید دستان و پاهای خود را محکم به جایی متصل کنید تا وقتی تقلا میکنید و با فشار خود را از قالب جدا می کنید، قالب و خود شما سرنگون نشوید. جالب است نه!

این همان کاری است که زنجره ها اواخر بهار انجام میدهند. ضرب المثل «پوست انداختیم» نیز کنایه از سختی کار و طولانی بودن آن است.

چند سالی بود که قالب یا همان پوست زنجره ها را روی درختان پرتقال می دیدیم اما خودشان را نه. اینبار، شبی موفق شدیم. آنقدر هیجان داریم که مدتها عکس می گیریم تا یکی به خوبی این یکی می شود.

زنجره ها بیش از یک نوع صدا می سازند. هدف اصلی آواز خوانی زنجره، برای جلب توجه حشره ماده برای جفت گیری است. صداهای دیگر برای ارتباط یا هشدار خطر است.

بیش از ۱۵۰۰ نوع زنجره در دنیا وجود دارد. چندین سال عمر می کنند. لارو این حشره، ریشه درختان را سوراخ می کند و از شیره آن تغذیه می کند.

اینها چندین سال عمر میکنند. نوعی از آنها تا ۱۷ سال.

در بیرجند نوعی زنجره به نام تژق را مثل تخمه آفتاب‌گردان بو می‌دهند و میخورند. باید خوشمزه باشد.

گرگها، نگهبان زندگی

وقتی حیواناتی چون یوزپلنگ، گرگ و پرندگان شکاری را می کشیم یعنی خود کشی می کنیم! چگونه؟

در یک زنجیره غذایی وقتی راس هرم سالم است و جمعیت مناسبی دارد یعنی تمام زنجیره کیفیت زندگی مطلوبی دارد و چرخه حیات در تعادل است. پس نگهداری و امنیت آنها اولویت است.

وقتی پلنگی را کشتیم یعنی قوچ ها و گوزن ها، درختان و به تدریج زمین، مادر خود را  می کشیم.

تنوع گونه های گیاهی و جانوری، رمز تعادل و حفظ زندگی است. وقتی جنگل فقط زیستگاه گاو و گوسفندان شد، و از آن بدتر، ساختمان سازی شد، به تدریج بیابان می شود.

نگاه کنیم گرگها چگونه زندگی بخش هستند.

تئوری ضایعات صفر در اقامتگاه های بومگردی

اقامتگاه های بومگردی در سراسر جهان تلاش می کنند تا زباله ای تولید نکنند. پیشگیری از ورود مواد بازیافت ناپذیر به محوطه اقامتگاه های بومگردی اصل اول است. دیگر اینکه تمام مواد مصرفی باید قابلیت بازیافت و استفاده مجدد داشته باشند.

در ژاپن و باور مردم اصطلاحی وجود دارد به نام موت-تای-نای MOTTAINAI.  مفهومی که به کمک آن می توان مردم ژاپن و صنعتش را تعریف کرد. همه چیز موهبتی است از طرف خالق، باید شکرگزار آن باشیم و بیهوده تلف نکنیم. تلف کردن هر چیزی، جرم است.

در گیله بوم، درصد بازیافت ضایعات خشک را به 70 درصد رسانده ایم و تمام ضایعات خیس، بازیافت می شوند. در حال حاضر نیز هیچ چاره ای جز پیشگیری از ورود زباله های بازیافت ناپذیر نداریم. از تمام میهمانان ارجمند و آژانس های مسافرتی خواهشمندیم حتی الامکان ظروف پلاستیکی یکبار مصرف و کیسه های پلاستیکی استفاده نکنند و از آنجا که تنها یک کارخانه ذوب شیشه در رشت وجود دارد، نوشیدنی های بسته بندی شده در بطری های شیشه ای را ….، افعال منفی زیاد شد. با طبیعت، مهربان باشیم.

چرا چیپس نمی خوریم؟!

نه! اشتباه نکنید. برای مضرات خود چیپس نمی گوییم! ایندفعه به خاطر بسته بندی است.

این موضوع فکر ما را خیلی مشغول می کند. نتیجه تراوشات ذهنی این می شود که می بینید: چرا چیپس نمی خوریم؟

موضوع چیست؟! ساده اما ظریف: “اقامتگاه های بومگردی وظیفه دارند زباله خود را، خود بازیافت کنند”

چرا چنین گزاره ای، تکلیف شده به این اقامتگاه ها؟ مهمتر اینکه چرا این اقامتگاه ها باید ترویج کنند چنین مفاهیمی را؟

گزاره نخست از دید ما ساده است. اما نکته ظریف این است:

خانواده ها چیپس نمی خرند. فرزندان و کودکانشان نخریدن چیپس را ارزش تلقی می کنند. چرا؟ چون بسته بندی آن بازیافت پذیر نیست؛ یعنی به راحتی به چرخه طبیعت برنمی گردد. سوزاندنش، مواد سمی وارد هوا می کند. جاده ها و کوچه ها را زشت می کند. این جامعه، جبری به شرکتهای بسته بندی کننده وارد می کند. بیم آنست که صرفا به دلیل نوع بسته بندی، دیگر کالایی فروخته نشود. حالا چه پیش می آید؟ شما پیشگویی کنید.

این جبر و این قدرت ما، مطلوب و دلنشین است. راه سبزی به آینده است. بعد تعمیم دهید این مفهوم را به تمام خانواده ها! خانواده های خوبی که مطمئن هستیم به یاری همدیگر، قدرت ایجاد می کنند: نه زور است و نه اسلحه! اراده ای است برای نخریدن.

قدردان تمام این خانواده ها هستیم. ما این خانواده ها را در گیله بوم، زیاد دیده ایم. از آنها و کودکانشان یاد گرفتیم و وظیفه داشتیم آموخته خود را به اشتراک گذاریم.

۱ ۲ ۳