تراکم فروشی، خطای همگانی

فروش تراکم خطایی همگانی است؛ یعنی از فروشنده تا سازنده آپارتمانها و مایی که بدون شناخت عواقب این امر، ساختمانها را می خریم همه شریک معامله هستیم.

تهران شهری است که به اذعان بسیاری از کارشناسان، برای راحتی خودروها طراحی و توسعه می شود نه برای نفس کشیدن و راحتی خانواده ها.

خانم گیتی اعتماد کارشناس معماری و شهرسازی در ایران و انگلیس می گوید:

شعار «قطع درختان را قطع کنید» متناقض با قطع ۱۷ هزار اصله درخت برای ساخت بزرگراه است.

پیشنهاد ایشان، قطع فروش تراکم است. اینکه منبع درآمد شهرداری باید برپایه عوارض و مالیات های معقول شهری مثل عوارض بنزین، زباله، آب، برق و تلفن باشد.

پارکینگ خودروها را پارک شادی کودکان کنیم و خودروهای شخصی را کنار بگذاریم.

منبع: چهارمین همایش ملی فن آوری های نوین ساختمانی

کله رنگی

ناگهان گرد و خاکی به پا شد و پابرجا روی تلار. یک دستم قوطی رنگ و دستی دیگر فرچه، ایستاده روی تخته ای که یک طرفش روی بشکه بود و طرفی روی نرده.
مهین آمد. بهت و اندکی نگرانی و بعد خنده‌. رنگ از موهایم زدود. خواست روی سرم تینر بکشد. گفتم کله است. میلاد می‌گوید عکس بگیر. گرفت. با قیچی دست به کار شد و یک سمت موهای سرم را خالی کرد.
کار را ادامه دادم. بعدازظهر قرار بود هادی نامی بیاید. طراح فضای سبز بود. بالای نردبان بودم که آمدند. مسعود و هادی و یک راننده. سلامی دادم. آمدم پایین و در گفتگوها شرکت کردم.
بالاخره مسعود صدایش درآمد که خسرو چیزی شده؟! گفتم آره، ریختگی موضعی هست. از دیروز تا حالا عود کرده!
هادی لبخندی زد. مسعود جدی گرفته بود؛ گفت نه بابا!
گفتم نه، رنگ ریخته و تراش خورده!

عقل و نردبان

خیلی لق بود. درست چون عقل من. ما گاهی تاوان بزرگی ‌داده‌ایم به‌خاطر چیزهایی که داریم اما بکر نگهش می‌داریم.
چهار پایه‌ای که خود لق است از یکطرف روی سطح سیمانی و از طرف دیگر روی دو تکه سنگ. بالای آن بشکه‌ای است با سطحی ناصاف و خمیده که ته و رو ندارد!
تخته ای روی آن قرار گرفته است موریانه خورده به عنوان رو و منی که بی مهار سنباده می‌زنم.

ارتفاع از این هم بالاتر رفت و دو بلوک روی تخته قرار می‌گرفت تا در ارتفاع بالاتری کار شود. چقدر مانده بود تا نردبان اختراع شود نمی‌دانم.

چهارپایه و بشکه لق

چهارپایه و بشکه لق