ارگانیک و محصول محلی!

محصول ارگانیک چیست؟ اساسا سوال خوبی نیست شاید اما باورمان اینست حداقل سم کمتری برای تولید آنها استفاده شده. خوبست اقامتگاه های بومگردی از محصولات محلی استفاده کنند! واقعا؟

خب داستان ما از اینجا آغاز می شود که مهمانانی راهی جاده لوله گاز می شوند. جسد حیوانی کنار شالیزار می بینند. سیصد متر این طرف سل و رودخانه ها و سیصد متر آنطرف‌تر و نمایشگاه متنوعی به سبک کوبیسم از زباله ها می بینند. عکس می گیرند و فیلم. بیمناکیم این عکس ها چهره گیلان زیبا را خالدار کند.

اینها هم به کنار! بی خیال! اما شیرابه زباله ها به مزارع برنج تراوش کرده است. استفاده از محصولات بومی و ارگانیک را کدام قسمت این داستانک قرار دهیم؟

زمانی گفته می شد اساس اسلام، پاکیزگی است؛ این اساس را اساسا کجا باید دید و تجربه کرد؟

تارترازین یا صفار الزعفران

سوغات مرگزایی است که زایران ایرانی از عربستان سعودی می آورند. از این ماده در بسیاری از مواد غذایی و شیرینی ها که به رنگ زرد و قرمز کمرنگ هستند استفاده می شود.

 پفک، سوژه هدف ماست.

تارترازین، ماده ای سرطانزا است. دکتر محمد عزیز خانی در کتاب «آشنایی با تغذیه و طب ایرانی» می نویسد: مصرف پفک، سبب اختلالات رفتاری، اضطراب، پرخاشگری، تندخویی و عصبی می شود.

درصد عقیمی و ناباروری در کودکانی که بیشتر پفک مصرف می کنند بالاتر است.

برداشت اول: چیزی را که نمی شناسید، مفت هم نخرید.

برداشت دوم: در مورد تارترازین تحقیق کنید.

هشدار خاموش: روزانه به طور میانگین هر نفر دو پفک مصرف می‌کند. همین

سیاه گالش و شکارچی

مردی به شکار رفت. گوزنی را زخمی کرد. رد شکار را گرفت و به کلبه ای رسید. ناگهان چند گوزن نیز اطراف کلبه دید. صدای باز شدن در کلبه، ترسناکش کرد. کسی بیرون آمد و داخل کلبه، لیوانی شیر مهمانش کرد. مرد پرسید چرا شیر شما خونین است؟

گفت تو پستان گوزن را زخمی کردی. پرسید مگر گوزن هم صاحب دارد؟

گفت من صاحب همه حیوانات اهلی و وحشی ام. مرد فهمید که او سیاه گالش است.

صبح شکارچی خواست که برگردد. سیاه گالش کیسه ای برنج و ران گاوی به او داد و گفت: اگر این راز را به کسی نگویی، هرگز تمام شدنی نیست. دیگر هیچگاه هم راهی شکار نشو.

مرد به خانه رفت و گوشت را به زنش داد.

زن هر روز بخشی از گوشت را می پخت اما چیزی از آن کم نمی شد. زن علت را پرسید و مرد از پاسخ خودداری می‌کرد تا سرانجام ناچار به افشای راز شد.

فردای آنروز زن رفت گوشت را بردارد و گوشتی ندید. مرد هم راهی شکار شد و دیگر برنگشت.

منبع: افسانه های مردم گیلان، دکتر علی تسلیمی

مادر در انتقام

قصه کهنی است که حالا با انفجار جمعیت آدمی و گاو، ناخواسته گاوها به انتقام برآمده اند و اکنون آدمیزاد را قربانی می کنند. تغییر اقلیم، بی آبی و تبدیل جنگلها به بیابانها سه هدف اصلی آنهاست.

حالا دیگر جای گاو و آدم عوض شده است. زمانی گاوها، رام انسانها بودند و دست آخر قربانی می شدند؛ مدتهاست که آدمی رام گاوها شده است و قربانی می شود.

گاوها به آدمی دستور دادند تا درختان را خشک کنند و علوفه جنگل، مراتع و برگ درختان را برایشان آماده کنند. نیرنگشان تبدیل جنگل به بیابانها و کاستن اکسیژن است که تاکنون خوب پیش رفته اند. سلاح مرگبار دیگرشان، گاز کشنده متان است. گاوها این گاز را در معده خود تولید می کنند و با آروغ زدن، به هوا شلیک می کنند. روایت مهندس حمید عرفانیان در جشنواره فیلم سبز آنست که ۸۰ درصد تولید گاز متان از طریق صنعت دامپروری و مشخصا گاوها است و پیشقراول این جنگ، آمریکا است. تغییر اقلیم، بی آبی، بیابان زایی و طوفانها و سیلهای ناگهانی نتیجه گاوپروری است.

به نظر می رسد جنب و جوش آدمها در راستای تغییر رژیم خوراکی از گوشت خواهد بود. نشانه ها کم نیستند. آقای نوری نشاط، فعال محیط زیست و دوست خوب گیله بوم از جمله کسانی است که مصرف گوشت را کنار گذاشته است. ساده است؛ حالا دیگر خوردن گوشت یعنی جنگل خواری و کشتن همنوعان. در گیلان، گاو را مادر خطاب می کنند؛ مادری که همیشه قربانی شده است و اکنون در حال انتقام گیری است.

چاه عمیق در گیلان، باز تولید بیابان در ایران

12 شهریورماه است، هوا هنوز گرم است و خیال خنک شدن ندارد. مصرف آب بیشتر شده است. زمزمه های حفر چاه عمیق برای پرورش گل و گیاه در قاسم آباد شنیده می شود. برخی که از قبل به اشتباه چاه عمیق داشته اند اکنون از کم آبی این چاه ها، نالانند.

اما چاه عمیق با گیلان چه خواهد کرد؟ آیا همانند نقاط مرکزی که دهستانها، بی برنامه و آینده نگری شروع به حفر کردند و سطح آبهای زیرزمینی را پایین کشاندند، گیلان هم به تدریج خالی از روستا خواهد شد؟

به طور میانگین سالانه ۵۷۰ روستا در ایران خالی از سکنه می شوند و روی به شهرها می آورند. قصدمان تحلیل این فاجعه نیست؛ فاش کردن این فاجعه پنهان است که کم شدن سطح آبهای زیر زمینی، وسعت زیادی از جنگلها را خشک خواهد کرد. جنگل که رفت، دامها هم می روند بعد نوبت آدمهاست. بیراهه نیست بگوییم فرهنگ و تاریخ هم محو خواهد شد. این شرایط قبلا در کشورهایی چون هاییتی تجربه شده است. جنگلستانی که اکنون دیگر نیست و زمینها فقیر و بایرتر شده اند.

چونکه گل رفت و گلستان درگذشت            نشنوی زان پس ز گیلان سرگذشت

این بیت از مولانا است. گیلان به جای بلبل نشسته است. اکنون نغمه دارد اما بعد از رفتن جنگل، خواهد مرد.

دریغ است گیلان که ویران شود                 کنام بیابان و خشکی شود

این بیت از ابوالقاسم فردوسی است. گیلان جای ایران نشسته است چون عنوان داستانک است. بیابان و خشکی جایگزین پلنگان و شیران شده. دلیلش اینکه بسیار خطرناکتر از این دو حیوان است.

دور نیندازیم، نزدیک شده است!ا

قبل از اینکه چیزی را «دور» بیندازید، کمی فکر کنید. چه استفاده دیگری میتواند داشته باشد؟ اگر نتوانستید استفاده ای برایش بیابید مدتی کنار طاقچه، روی میز یا داخل کمد یا مکانی که همیشه جلوی چشم شما هست قرارش دهید. بگذارید چند روز فکر شما معطوف به این چیز به ظاهر بی ارزش شود.

قبل از اینکه چیزی را بخرید هم فکر کنید؛ چگونه میتوان آنرا نخرید یا دیرتر بخرید؟! هیچ چیزی را به صرف اینکه ارزان است، نخرید چون در اینصورت به آلودگی آب و هوا بیشتر کمک می کنید. برای تولید و عرضه هر چیزی که شما در ویترین مغازه ها می بینید، مقدار قابل توجهی آب و سوخت مصرف شده است.

درست حدس زده است: نگهداری مناسب از وسایل شخصی و عمومی نیز کمک قابل توجهی به پاکیزگی آب و هوا خواهد بود.

از روستا، دکور تولید نکنید!ا

مهمانانی از استرالیا و هلند داشتیم.

گفتگویی در مسیر چاله سرا درگرفته بود. اینکه تایلند، تایلند سابق نیست و دیگر به ندرت می‌توانید  قبایل تای و آداب و رسوم آنها را نظاره کنید.

صحبت از آنجا شروع شد که از میهمانان سابق استرالیایی دریافته بودیم که آنها ماست شیرین را بیشتر دوست دارند. به مهمانان جدید گفتیم اگر مایلید، برایتان آماده کنیم.

گفتند ماست خودتان را بیاورید. این آغاز کلام بود و همینگونه ادامه دار شد تا به تایلند رسید که به گفته آنها، بر اساس ذایقه و لذت گردشگران تغییر هویت داده است و فرهنگ اصیل، کمرنگ تر شده است.

ناخودآگاه و برای چندمین بار به یاد سخنان دکتر طالقانی می افتیم.

می گفت از روستا دکور تولید نکنید؛ آنچه بوده را، از معماری و آیین و فرهنگ، بنمایانید و با تاریخ و گذشته نزدیک خود، آشتی کنید.

عنکبوتها و دامها

ایجاد شبنم اگرچه برای ساعتی محدود، خوشایند عنکبوتها نیست. حشره های کوچک و پروانه ها، به راحتی در دام پهنی چون عکس فوق، اسیر می شوند. عنکبوتها، با توجه به نوع شکار خود و جثه خود، طعمه های مختلف و دام های متنوعی می سازند.

زنجره ها برای عنکبوتهای متوسط، خوراک لذیذی هستند. عکس زیر، عنکبوتی را در ته لانه نشان میدهد که لانه یا همان دام خود را متناسب با اندام زنجره، طراحی کرده است.

صدای زنجره

زنجره ها زیر خاک، بدون بال هستند. زیره سفید رنگی دارند که با چشمان سفید، جلب توجه می کنند.

سوراخ محل زندگی آنها، اغلب نزدیک به ریشه درختان است.

عکس های زیر، زنجره را در حالتی نشان میدهد که چند روزی بیشتر نمانده تا از سوراخ خود بیرون آید و پوست اندازی کند.

این زنجره با ۲۰ سانتیمتر خاکبرداری در کنج حیاط گیله بوم یافت شد.

عکس سوم و چهارم، پوست زنجره را نشان می دهد.

این هم صدای زنجره هاست که به قصد جفت گیری در حیاط گیله بوم در روزهای گرم تابستان شنیده می شود:

فرزندانی که زود پیر می شوند تا والدین فخر بفروشند

والدین احساس می کنند فرزندان آنها موفق نمی شوند مگر اینکه پدر و مادر در هر موقعیتی محافظ آنها باشند و کوچکترین مسایل آنها را کنترل کنند. حدی از کمال که در گذشته از خود آنها انتظار نمی رفت.

والدینی با فرزندانی آپارتمانی، در حصار دیوارهای بلوکی و سربی، جدا از طبیعت، درختان و حیوانات و اسیر ابزارهای مدرن ارتباطی.

در این شرایط والدین، به خود حق می دهند در کار تربیتی هر معلم و مربی، دخالت کنند. فرزندان را به سمت طیف کوچکی از رشته های تحصیلی و دانشگاه ها و مشاغلی چون پزشکی، حقوق و مهندسی هدایت می‌کنند گو اینکه اگر به یکی از این معدود دانشگاه ها وارد نشود، آینده ای نخواهند داشت. فرزندان را از تفریح، ورزش و حتی کمک در کارهای خانه معاف می کنند تا جاییکه از داشتن خواب کافی و استراحت محروم می شوند. بیشترین چیزی که در موردش از آنها سووال می کنند نمراتشان است. عشق و محبت وابسته به نمره است.

فرزندان پر درنیاورده، شکسته می شوند، خسته اند و آسیب دیده و در نوجوانی کمی، پیر شده اند.

حالا وقت آنست والدین به خود بگویند: ما پدر و مادرهای شایسته ای هستیم. فقط ترسیده ایم که آنها آینده ای نداشته باشند تا ما بتوانیم با آن به دوستان و اطرافیان، فخر بفروشیم!!

منبع: نشریه کی دبلیو سی، سال نهم، دی ماه ۹۵

۱ ۲ ۳ ۱۳